مشاهده شواهدی از رشتههای بته در گاز اتمی فوقسرد

خلاصه
فیزیکدانان با استفاده از اتمهای سزیم فوقسرد، شواهد تجربی تازهای برای وجود ساختارهای کوانتومی موسوم به رشتههای بته به دست آوردهاند؛ ساختارهایی که هانس بته در سال ۱۹۳۱ در چارچوب بررسی رفتار اسپینها پیشبینی کرد. این آزمایش با ایجاد گازی یکبعدی از اتمهای جاذب و اندازهگیری انرژی انبساط آن، امکان بررسی دقیقتر رفتار جمعی ذرات برهمکنشکننده را فراهم میکند.
مقدمه: نظریهای قدیمی در آزمایشی جدید
در فیزیک کوانتومی، رفتار یک ذره منفرد اغلب بهخوبی قابل توصیف است؛ اما هنگامی که تعداد زیادی ذره با یکدیگر برهمکنش میکنند، پیشبینی رفتار کل سامانه به مسئلهای بسیار پیچیده تبدیل میشود. آهنرباها، مواد ابررسانا و اجزای الکترونیکی همگی از تعداد عظیمی ذره تشکیل شدهاند که رفتارشان به تأثیر متقابل آنها وابسته است. در چنین شرایطی، حتی اگر قوانین حاکم بر هر ذره را بدانیم، پیشبینی رفتار جمعی آنها آسان نیست.
پژوهشی تازه که نتایج آن در ۲۹ اوت در مجله علمی Nature Communications منتشر شد، شواهد جدیدی برای یکی از پیشبینیهای قدیمی مکانیک کوانتومی فراهم کرده است. پژوهشگران با ایجاد رشتههایی از اتمهای فوقسرد سزیم، ساختارهایی را بررسی کردهاند که به نام رشتههای بته (Bethe strings) شناخته میشوند. این ساختارها نخستین بار در پژوهشهای هانس بته (Hans Bethe)، فیزیکدان برجسته، در سال ۱۹۳۱ مطرح شدند.
رشتههای بته چیستند؟
برای درک این مفهوم، باید از خاصیتی کوانتومی به نام اسپین (Spin) آغاز کنیم. اسپین نوعی تکانه زاویهای ذاتی ذرات است که نمونهای از ویژگیهای بنیادی آنها محسوب میشود. در یک مدل ساده، اسپین الکترون را میتوان دارای دو جهت ممکن، بالا و پایین، در نظر گرفت. این توصیف به معنای چرخش مکانیکی الکترون مانند یک توپ کوچک نیست، بلکه روشی برای نمایش یک ویژگی کوانتومی است.
بته در سال ۱۹۳۱ رفتار ردیفی از اسپینهای برهمکنشکننده را بررسی کرد. محاسبات او نشان داد که تغییرات مشخص در آرایش اسپینها میتواند به شکل برانگیختگیهایی رفتار کند که در امتداد ردیف حرکت میکنند. در برخی شرایط، این برانگیختگیها بهجای حرکت مستقل، بهصورت یک ساختار جمعی عمل میکنند.
سالها بعد مشخص شد که روشهای ریاضی مرتبط با این مسئله را میتوان برای توصیف ذرات دیگری، از جمله اتمها، نیز به کار برد. هنگامی که ذرات در امتداد یک خط حرکت میکنند و برهمکنش جاذبهای میان آنها وجود دارد، نظریه میتواند تشکیل خوشههای مقید با اندازههای متفاوت را پیشبینی کند. این خوشهها رشتههای بته نامیده میشوند.
برای تصور چنین ساختاری، میتوان مجموعهای از مهرهها را در نظر گرفت که بهواسطه نیرویی میان خود به هم متصلاند. در این قیاس، مهرهها اتمها و اتصال میان آنها بیانگر حالت کوانتومی مقید است. البته رشته بته یک زنجیر مکانیکی معمولی نیست؛ ساختاری کوانتومی است که رفتار آن از معادلات حاکم بر ذرات و برهمکنشهایشان ناشی میشود.
چرا یکبعدیکردن اتمها اهمیت دارد؟
ایجاد رشتههای بته در گاز اتمی کار سادهای نیست. اگر اتمهای جاذب در سه بعد آزادانه حرکت کنند، ممکن است به یکدیگر نزدیک شوند و در قالب خوشههای متراکم یا مولکولها فروریزند. این فرایند میتواند انرژی آزاد کند و بخشی از اتمها را از تله آزمایش خارج سازد. در نتیجه، سامانه پیش از آنکه فرصت کافی برای مطالعه داشته باشد، ناپایدار میشود.
اما هنگامی که حرکت اتمها به یک مسیر تقریباً یکبعدی محدود شود، شرایط تغییر میکند. اتمها در لولههای بسیار باریک قرار میگیرند و امکان عبور آزادانه از کنار یکدیگر را ندارند. این محدودیت هندسی بر نحوه برخورد و برهمکنش ذرات اثر میگذارد و میتواند از فروریزش سریع سامانه جلوگیری کند.
میتوان این وضعیت را با تفاوت حرکت افراد در یک راهروی باریک و یک میدان وسیع مقایسه کرد. در میدان، افراد میتوانند از جهتهای مختلف به یکدیگر نزدیک شوند و مسیرهای متنوعی داشته باشند؛ اما در راهروی باریک، حرکت آنها به یک مسیر محدود است. البته این تشبیه تنها برای توضیح نقش محدودیت هندسی به کار میرود و تمام جزئیات رفتار کوانتومی را نشان نمیدهد.
پژوهشگران چگونه رشتههای اتمی را ایجاد کردند؟
گروه پژوهشی آزمایش را با دهها هزار اتم سزیم آغاز کرد. این اتمها تا دماهایی بسیار نزدیک به صفر مطلق، یعنی صفر کلوین، سرد شدند و به چگالیده بوز–اینشتین (Bose–Einstein condensate) تبدیل شدند. در این حالت ویژه ماده، تعداد زیادی از اتمها در یک حالت کوانتومی مشترک قرار میگیرند و رفتار جمعی آنها آشکارتر میشود.
سپس پرتوهای لیزر، چگالیده را به هزاران لوله باریک تقسیم کردند که هرکدام حاوی حداکثر چند ده اتم بود. در آغاز، اتمها یکدیگر را دفع میکردند. پژوهشگران با استفاده از میدان مغناطیسی، شدت این دافعه را بهتدریج کاهش دادند، تا جایی که برهمکنش میان اتمها از حالت تقریباً خنثی به جاذبه تبدیل شد.
با تغییر برهمکنشها، شرایط برای شکلگیری خوشههای مقید فراهم شد. بر اساس پیشبینی نظری، این خوشهها میتوانند اندازههای متفاوتی داشته باشند و برخی از آنها بیش از شش اتم را دربر گیرند. هدف اصلی آزمایش، ایجاد همزمان جمعیتی از رشتهها بود؛ زیرا مشاهده یک رشته منفرد برای بررسی تأثیر جمعی رشتههای مختلف بر کل گاز کافی نیست.
چگونه ساختارهای نامرئی شناسایی شدند؟
پژوهشگران رشتهها را مستقیماً تصویربرداری نکردند، بلکه وجود آنها را از طریق اندازهگیری انرژی انبساط گاز بررسی کردند. ابتدا اجازه دادند اتمها در امتداد لولههای یکبعدی گسترش یابند. سپس شرایطی فراهم کردند که اتمها بتوانند در هر سه بعد حرکت کنند. در حالت دوم، رشتههای مقید میتوانستند از هم بگسلند و انرژی بستگی آنها به انرژی حرکتی تبدیل شود.
نتیجه اندازهگیریها نشان داد که ابر اتمی آزادشده در سه بعد، تقریباً سه برابر حالت انبساط محدود به یک بعد انرژی داشت. این تفاوت با آزادشدن انرژی ذخیرهشده در ساختارهای مقید سازگار بود. پژوهشگران از این اختلاف انرژی برای برآورد میزان بستگی اتمها استفاده کردند و به شواهدی رسیدند که وجود رشتههایی با دستکم شش اتم را تأیید میکرد.
دادههای آزمایش همچنین با پیشبینیهای هیدرودینامیک تعمیمیافته (Generalized Hydrodynamics) مطابقت نزدیکی داشتند. این چارچوب نظری، گاز را بهجای دنبالکردن حرکت تکتک اتمها، بهصورت سیالی متشکل از گونههای مختلف برانگیختگی و رشتههایی با اندازههای متفاوت توصیف میکند. سپس چگونگی حرکت و تغییر این گونهها در طول زمان بررسی میشود.
بااینحال، تطابق دادهها با یک نظریه بهتنهایی اثبات قطعی وجود رشتههای بته نیست. نتیجه پژوهش را باید شواهد تجربی مهمی دانست که از پیشبینی نظری پشتیبانی میکنند، نه تصویربرداری مستقیم و نهایی از تکتک رشتهها.
محدودیتها و مسیرهای آینده
یکی از محدودیتهای مهم این ساختارها، عمر کوتاه آنهاست. اتمها حتی در شرایطی که حرکتشان در یک مسیر محدود شده است، همچنان تحت تأثیر محیط سهبعدی قرار دارند. در نهایت، رشتهها از بین میروند و اتمهای سزیم میتوانند به مولکولهای معمولی تبدیل شوند. در سردترین آزمایشها، پژوهشگران حدود ۴۰ درصد اتمها را از دست دادند؛ موضوعی که نشان میدهد کنترل پایداری سامانه همچنان چالشبرانگیز است.
یکی از مسیرهای پیشنهادی برای پژوهشهای آینده، استفاده از مولکولهای فوقسردی است که با تابش ریزموج در برابر برخوردهای بسیار نزدیک محافظت میشوند. اگر این روش بتواند عمر ساختارهای مقید را افزایش دهد، بررسی مستقیم آنها آسانتر خواهد شد. بااینحال، این ایده هنوز بهصورت تجربی تأیید نشده است.
روش دیگری که میتواند به شناسایی دقیقتر رشتهها کمک کند، میکروسکوپی گاز کوانتومی (Quantum Gas Microscopy) است. این روش امکان تصویربرداری از اتمها بهصورت منفرد را فراهم میکند و شاید بتوان با استفاده از آن شواهد مستقیمتری درباره ساختارهای پیشبینیشده به دست آورد.
اهمیت کشف برای درک ماده
ارزش اصلی این پژوهش در ساخت دستگاهی تازه یا تولید فوری فناوری کاربردی نیست، بلکه در فراهمکردن روشی کنترلپذیر برای مطالعه رفتار جمعی ذرات است. در مواد واقعی، برهمکنش میان الکترونها، اسپینها و اتمها میتواند به ویژگیهایی مانند مغناطیس و ابررسانایی منجر شود. بااینحال، پیچیدگی این مواد بررسی دقیق روابط میان ذرات را دشوار میکند.
گازهای اتمی فوقسرد این امکان را میدهند که پژوهشگران پارامترهایی مانند شدت جاذبه، هندسه حرکت و شرایط کوانتومی را بهصورت کنترلشده تغییر دهند. در نتیجه، میتوان سامانههایی سادهتر ساخت که برخی ویژگیهای مواد پیچیده را بازسازی میکنند. مطالعه رشتههای بته نیز کمک میکند بفهمیم چگونه تعداد زیادی ذره میتوانند بهجای رفتار مستقل، ساختارهای جمعی ایجاد کنند و انرژی را میان حالتهای مختلف مبادله کنند.
در ادامه این پژوهش، گروه آزمایشگاهی قصد دارد با استفاده از لیزرها اسپین اتمها را نیز کنترل کند. ترکیب کنترل حرکت ذرات با کنترل اسپین آنها میتواند به ساخت مدلهای آزمایشگاهی دقیقتری از مواد منجر شود؛ مدلهایی که در آنها اثر هر تغییر بر رفتار کل سامانه قابل بررسی است.
بنابراین، اهمیت رشتههای بته تنها در تأیید بخشی از یک نظریه قدیمی خلاصه نمیشود. این ساختارها نمونهای از چگونگی پیوند میان ریاضیات کوانتومی و آزمایشهای واقعی هستند و راهی برای بررسی این پرسش بنیادی فراهم میکنند که چگونه از برهمکنش تعداد زیادی ذره، رفتار پیچیده ماده پدید میآید.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/physics-mathematics/physicists-froze-a-necklace-of-atoms-and-witnessed-a-quantum-phenomenon-predicted-100-years-agoLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

