انتقال پیام میان کاشتنیها با استفاده از بافت بدن
تحریریه آموزش24

خلاصه
پژوهشگران نشان دادهاند که میتوان از بدن بهعنوان مسیر انتقال پیام میان کاشتنیهای بسیار کوچک استفاده کرد. در این آزمایش، حرکت یک اندام به سیگنال الکتریکی تبدیل شد و پس از انتقال از بافت بدن، کاشتنی دیگری را برای تحریک اندام دوم فعال کرد.
بدن بهعنوان مسیر ارتباطی پژوهشگران در آزمایشی روی موش صحرایی نشان دادهاند که میتوان میان دو کاشتنی پزشکی، بدون استفاده از سیمهای خارجی یا ارتباط رادیویی معمول، پیام برقرار کرد. در این سامانه، حرکت پای جلویی حیوان به یک سیگنال الکتریکی تبدیل شد و این سیگنال از طریق بافت بدن به کاشتنی دیگری رسید؛ سپس کاشتنی گیرنده، پای عقبی را تحریک کرد. این دستاورد هنوز یک فناوری درمانی آماده استفاده در انسان نیست، اما ایدهای مهم را مطرح میکند: خود بدن میتواند بخشی از زیرساخت ارتباطی کاشتنیها باشد. چنین رویکردی در آینده ممکن است برای هماهنگکردن حسگرها، محرکهای عصبی و ابزارهای پزشکی کوچک به کار رود. ## کاشتنیها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند؟ هر سامانه ارتباطی به سه بخش اصلی نیاز دارد: فرستنده، مسیر انتقال و گیرنده. در این آزمایش، حرکت اندام نقش ورودی را داشت. کاشتنی نخست این حرکت مکانیکی را دریافت و به سیگنال الکتریکی تبدیل کرد. به این فرایند **تبدیل انرژی مکانیکی به الکتریکی** یا تبدیلگرشوندگی (Transduction) گفته میشود. برای درک این مفهوم میتوان یک دینام دوچرخه را در نظر گرفت. چرخش مکانیکی چرخ، در دینام به جریان الکتریکی تبدیل میشود. در کاشتنی آزمایشی نیز تغییر شکل یا حرکت ناشی از فعالیت ماهیچهها و اندام، به تغییر الکتریکی تبدیل میشود. این تغییر میتواند شامل ولتاژ، جریان یا تغییر در میدان الکتریکی باشد. پس از تولید پیام، بافتهای بدن مسیر انتقال آن هستند. بدن از نظر الکتریکی یک محیط کاملاً عایق نیست. مایعات بدن، غشای سلولها، ماهیچهها و بافتهای اطراف میتوانند میدانها و جریانهای بسیار ضعیف را منتقل کنند. البته این انتقال با عبور جریان در یک سیم فلزی تفاوت دارد؛ سیگنال در بدن پراکنده میشود، شدت آن کاهش مییابد و شکل آن تحت تأثیر ویژگیهای متفاوت بافتها قرار میگیرد. کاشتنی دوم نقش گیرنده را دارد. این بخش سیگنال را شناسایی میکند و در صورت رسیدن آن به مقدار یا الگوی مناسب، یک تحریک الکتریکی ایجاد میکند. تحریک میتواند عصب حرکتی یا بافت ماهیچهای را فعال کند و در نتیجه حرکت اندام دوم رخ دهد. بنابراین زنجیره کلی آزمایش چنین است: حرکت، تبدیل به پیام الکتریکی، انتقال از بافت، دریافت پیام و ایجاد حرکت. ## چرا این آزمایش اهمیت دارد؟ بسیاری از کاشتنیهای پزشکی امروزی به سیم، باتری، آنتن یا تجهیزات بیرونی نیاز دارند. سیمها ممکن است در اثر حرکت بدن دچار فرسودگی شوند و باتریها نیز حجم کاشتنی را افزایش میدهند و سرانجام به تعویض نیاز پیدا میکنند. ارتباط رادیویی نیز در مقیاس بسیار کوچک، به آنتن و انرژی کافی نیاز دارد و ممکن است با جذب انرژی در بافتها یا تداخل با تجهیزات دیگر روبهرو شود. استفاده از بدن بهعنوان مسیر ارتباطی میتواند برخی از این مشکلات را کاهش دهد. کاشتنیها میتوانند بسیار کوچکتر شوند و برای انتقال پیام به اجزای خارجی کمتری نیاز داشته باشند. همچنین ارتباط از طریق بافت ممکن است برای فاصلههای کوتاه درون بدن، مصرف انرژی پایینی داشته باشد؛ زیرا دستگاهها میتوانند بهجای ارسال پیامهای رادیویی پرانرژی، تغییرات الکتریکی محدود و محلی ایجاد کنند. این سامانه را میتوان با یک رشته پیامرسانی در بدن مقایسه کرد. در شبکههای معمولی، سیمها یا امواج رادیویی پیام را جابهجا میکنند؛ در اینجا، بافت زنده مانند محیطی رسانا عمل میکند. البته این تشبیه کامل نیست، زیرا بدن محیطی متغیر و پیچیده است و رسانایی آن در هر نقطه یکسان نیست. ## کاربردهای احتمالی یکی از کاربردهای آینده، هماهنگسازی حسگرها و محرکهای پزشکی است. برای مثال، یک کاشتنی میتواند فشار، کشش یا فعالیت یک ماهیچه را اندازهگیری کند و کاشتنی دیگری را در بخش متفاوت بدن فعال سازد. در توانبخشی عصبی، حسگر قرارگرفته نزدیک ماهیچه میتواند اطلاعات حرکت را به محرکی در نزدیکی عصب منتقل کند. این محرک سپس به بازگرداندن الگوهای حرکتی کمک خواهد کرد. در اندامهای مصنوعی نیز چنین ارتباطی میتواند اهمیت داشته باشد. حسگرهای موجود در یک بخش از پروتز ممکن است وضعیت فشار یا تماس را ثبت کنند و محرکهای دیگری، پیام را به اعصاب یا ماهیچههای باقیمانده برسانند. در پزشکی داخلی، حسگرهای کوچک میتوانند تغییرات فشار، دما یا کشش را پایش کنند و هنگام شناسایی وضعیت غیرعادی، بخش دیگری از سامانه را فعال سازند. بااینحال، این کاربردها به معنای آمادهبودن فناوری برای درمان انسان نیستند. آزمایش روی حیوان، نخستین مرحله برای سنجش امکانپذیری است. پیش از استفاده بالینی باید ایمنی، دوام، دقت و واکنش بدن به مواد کاشتنی در دورههای طولانی بررسی شود. ## چالشهای فنی و زیستی مهمترین چالش، کاهش شدت سیگنال در بافت است. پیام باید آنقدر قوی باشد که گیرنده آن را از فعالیتهای طبیعی بدن، مانند انقباض ماهیچهها و ضربان قلب، تشخیص دهد؛ اما نباید آنقدر شدید باشد که به سلولها آسیب برساند یا عصبهای ناخواسته را تحریک کند. چالش دوم، گزینشپذیری است. اگر چند کاشتنی در بدن وجود داشته باشد، هر گیرنده باید بتواند پیام مربوط به خود را از سایر تغییرات الکتریکی جدا کند. برای این کار، پژوهشگران ممکن است از الگوهای زمانی، دامنههای متفاوت یا شناسههای الکتریکی ویژه استفاده کنند؛ مشابه تفاوت میان صداهای گوناگون در یک محیط شلوغ. دوام مواد نیز اهمیت زیادی دارد. کاشتنی باید در برابر آب، نمکها، پروتئینها و حرکت مداوم بافتها پایدار بماند. افزون بر آن، دستگاه نباید واکنش ایمنی شدید ایجاد کند. بدن ممکن است در اطراف جسم خارجی بافتی متراکم تشکیل دهد و این بافت، هم عملکرد کاشتنی و هم انتقال سیگنال را تغییر دهد. ## چشمانداز آینده گام بعدی، افزایش پیچیدگی سامانه و آزمایش آن در شرایطی نزدیکتر به کاربرد پزشکی است. پژوهشگران باید نشان دهند که ارتباط میان چند کاشتنی، در فاصلهها و بافتهای گوناگون، همچنان دقیق و قابل اعتماد باقی میماند. همچنین لازم است روشهایی برای تأمین انرژی، رمزگذاری پیام و جلوگیری از تحریک ناخواسته طراحی شود. اهمیت اصلی این پژوهش در ارائه یک مسیر تازه برای مهندسی زیستی است. بهجای آنکه همه اجزای ارتباط در بیرون از بدن قرار گیرند، بخشی از محیط زنده بدن در خود سامانه وارد میشود. اگر مشکلات ایمنی و فنی برطرف شوند، کاشتنیهای آینده میتوانند کوچکتر، کممصرفتر و هماهنگتر باشند و میان حسگرها و محرکهای مختلف بدن ارتباطی مستقیم برقرار کنند.
منبع اصلی
https://www.sciencenews.org/article/implants-body-electric-signal-tissueScience News
این فناوری در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 از جدیدترین فناوریهای هوش مصنوعی برای ارتقای تجربه آموزشی استفاده میکند.
مشاهده تعرفهها

