کلاغها چگونه تصمیمهای برقآسا میگیرند؟

خلاصه
پژوهشی در دانشگاه توبینگن نشان میدهد دو کلاغ سیاه میتوانند جهت غالب حرکت ابری از نقطههای تصادفی را در حدود ۲۳۵ هزارم ثانیه و با دقتی بالا تشخیص دهند؛ زمانی که در پستانداران در آزمونهای مشابه حدود دو برابر است. ثبت فعالیت نورونهای ناحیه NCL مغز پرنده نشان میدهد سازوکار انباشت شواهد تا رسیدن به آستانه تصمیم، مشابه پستانداران است؛ نتیجهای که نمونهای از تکامل همگرا در محاسبات عصبی به شمار میرود.
آزمایشی با ابری از نقطههای متحرک
پژوهشگران گروه آندریاس نیدر، استاد فیزیولوژی جانوری و مدیر مؤسسه نوروبیولوژی دانشگاه توبینگن آلمان، دو کلاغ سیاه (Corvus corone) را آموزش دادند تا وظیفهای بینایی را روی صفحهنمایش لمسی انجام دهند. در هر مرحله، ابری از نقطههای سفید روی زمینهای سیاه نمایش داده میشد. بخشی از این نقطهها بهطور هماهنگ به چپ یا راست حرکت میکردند و بخشی دیگر بهشکل تصادفی و بیجهت جابهجا میشدند. وظیفه پرنده این بود که جهت غالب حرکت را تشخیص دهد و هدف متناظر را با منقار روی صفحه نوک بزند تا پاداش بگیرد.
این نوع محرک بینایی در علوم اعصاب «نمودار نقطههای تصادفی» (random dot kinematogram) نامیده میشود و دهههاست برای مطالعه سازوکار تصمیمگیری حسی در انسان و میمون به کار میرود. مزیت آن این است که پژوهشگر میتواند با تغییر نسبت نقطههایی که هماهنگ حرکت میکنند، دشواری تصمیم را بهدقت تنظیم کند. وقتی بیشتر نقطهها در یک جهت حرکت میکنند، شواهد بینایی قوی است و پاسخ تقریباً بدیهی میشود؛ اما وقتی تنها درصد کوچکی هماهنگ حرکت میکنند، سیستم عصبی باید از دل نوفه، نشانهای ضعیف را بیرون بکشد.
پاسخ در ۲۳۵ هزارم ثانیه
نتیجه اصلی پژوهش که در نشریه Science منتشر شد، سرعت خیرهکننده این تصمیمگیری است. هر دو کلاغ بهطور میانگین در حدود ۲۳۵ هزارم ثانیه، یعنی کمتر از یکچهارم ثانیه، جهت غالب حرکت را تشخیص دادند. مقایسه با دادههای پیشین نشان میدهد انسان و میمون در آزمونهای قابل مقایسه، حدود دو برابر این زمان را صرف میکنند. باید توجه داشت که این پژوهش مقایسه مستقیم و همزمانی میان کلاغ و پستاندار انجام نداده است و استناد به مطالعات گذشته، محدودیت روششناختی خود را دارد.
دقت پرندگان نیز چشمگیر بود. وقتی بخش زیادی از نقطهها هماهنگ حرکت میکردند، دقت به نزدیک ۱۰۰ درصد میرسید. حتی در دشوارترین حالت، هنگامی که تنها ۳ درصد نقطهها هماهنگ حرکت میکردند، کلاغها بهطور معناداری بهتر از حالت تصادفی عمل کردند و در حدود ۵۰ درصد موارد پاسخ درست دادند. نکته مهم این است که این دقت در دورهای مختلف آزمایش حفظ شد؛ یعنی پرندگان سرعت را به بهای از دست دادن صحت تصمیم به دست نیاوردند. در تصمیمگیری زیستی، همیشه بدهبستانی میان سرعت و دقت وجود دارد و کلاغها در این آزمون، هر دو را همزمان داشتند.
درون مغز: انباشت شواهد تا رسیدن به آستانه
پرسش بعدی روشن است: مغز پرنده چگونه چنین کاری میکند؟ پژوهشگران فعالیت ۲۴۸ نورون را در ناحیهای به نام نیدوپالیوم کادولترال (nidopallium caudolaterale یا NCL) ثبت کردند. این ناحیه در مغز پرندگان از نظر نقش کارکردی با قشر پیشپیشانی (prefrontal cortex) پستانداران قابل مقایسه است. پرندگان قشر مخ لایهلایه پستانداران را ندارند، اما NCL کارکردهای شناختی پیشرفته مشابهی را انجام میدهد.
الگوی ثبتشده بسیار آشنا بود. در پستانداران، نورونها شواهد حسی را بهتدریج انباشته میکنند و فعالیتشان بالا میرود تا به آستانهای بحرانی برسد؛ در آن لحظه تصمیم گرفته میشود و پاسخ حرکتی صادر میشود. دادههای جدید نشان میدهد در کلاغ نیز سازوکاری از همین جنس فعال است. شگفتانگیزتر آنکه پژوهشگران توانستند انتخاب نهایی پرنده را بر پایه فعالیت عصبی، تنها ۷۰ هزارم ثانیه پس از نمایش نقطهها پیشبینی کنند؛ یعنی حدود ۱۷۰ هزارم ثانیه پیش از آنکه کلاغ عملاً منقار خود را روی صفحه بزند. به بیان دیگر، تصمیم در مغز بسیار پیش از بروز رفتار گرفته شده بود.
چرا سرعت؟ فشارهای زندگی روزمره پرنده
نیدر توضیح میدهد که پرواز، فشار عظیمی بر پردازش بینایی و هماهنگی حسیحرکتی (sensorimotor coordination) وارد میکند. پرنده باید در محیطی سهبعدی مسیریابی کند، از موانع بگریزد و به اجسام متحرک بهسرعت واکنش نشان دهد. یافتن غذا و شکار نیز گاه تصمیمهای سریع و دقیق میطلبد. این فشارهای گزینشی میتوانند پردازش سریع اطلاعات را در طول تکامل ترجیح داده باشند. کلاغها بهویژه در این میان شناختهشدهاند: آنها ابزار میسازند، الگوهای بازگشتی را تشخیص میدهند و ساختارهای اجتماعی پیچیدهای دارند.
یک مسئله محاسباتی، دو راهحل مستقل
شاید مهمترین درس این پژوهش در حوزه تکامل باشد. مسیر تکاملی پرندگان و پستانداران بیش از ۳۱۰ میلیون سال پیش از هم جدا شده است. مغز پرنده و مغز پستاندار از نظر ساختاری بسیار متفاوتاند، اما به نظر میرسد هر دو به راهحل عصبی مشابهی برای حل یک مسئله محاسباتی یکسان رسیدهاند. این پدیده نمونهای از تکامل همگرا (convergent evolution) در سطح محاسبات عصبی است؛ همانگونه که چشم در سرپایان و مهرهداران بهطور مستقل و با ساختاری متفاوت تکامل یافته است.
نیدر نتیجه میگیرد که پیام بزرگتر این است: یک مغز برای انجام محاسبات پیچیده، به قشر مخ نوپستانداران (neocortex) نیاز ندارد. ساختارهای مغزی متفاوت میتوانند به اصول محاسباتی مشترکی دست یابند.
محدودیتها و پرسشهای باز
این پژوهش تنها دو پرنده را بررسی کرده و مقایسه مستقیم با پستانداران در همان آزمون و همان شرایط انجام نداده است؛ بنابراین تکرار و گسترش آن ضروری است. همچنین روشن نیست چرا کلاغها در این نوع تصمیمگیری خاص از پستانداران پیشی میگیرند. آیا این برتری به نوع محرک، به انگیزه یا به تفاوت در آستانه تصمیمگیری مربوط است؟ این پرسشها هنوز پاسخ ندارند.
با این حال، اهمیت مفهومی کار فراتر از یک رکورد سرعت است. نیدر تأکید میکند که بهجای فرض کردن مغز پستانداران بهعنوان الگوی مرجع رفتار هوشمند، باید گونههای مختلف را مطالعه کنیم تا دریابیم کدام اصول محاسباتی میان جانوران مشترک است و کدامیک بازتاب سازگاری با محیط ویژه هر گونه است. این نگاه، تعریف ما از هوش را از یک معیار واحد انسانی به طیفی از راهحلهای تکاملی گسترش میدهد.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/animals/birds/crows-may-make-lightning-fast-decisions-sometimes-twice-as-fast-as-humans-study-hintsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

