تخمین شیوع آنسفالوپاتی مزمن ضربهای در بازیکنان NFL

خلاصه
پژوهشی تازه نخستین برآورد نظاممند از شیوع بیماری آنسفالوپاتی مزمن ضربهای (CTE) در میان بازیکنان لیگ ملی فوتبال آمریکا ارائه کرده و احتمال ابتلای حدود سهچهارم آنان را مطرح میسازد. این بیماری تحلیلبرنده عصبی از تجمع پروتئین تاو در مغز ناشی میشود و پیامد ضربههای مکرر به سر است. تشخیص قطعی آن همچنان فقط پس از مرگ امکانپذیر است.
آنچه پژوهش تازه گزارش میکند
برای نخستین بار برآوردی کمّی از میزان فراگیری بیماری آنسفالوپاتی مزمن ضربهای (Chronic Traumatic Encephalopathy یا به اختصار CTE) در میان بازیکنان لیگ ملی فوتبال آمریکا (NFL) منتشر شده است. بر پایه این برآورد، حدود ۷۵ درصد بازیکنان این لیگ ممکن است در طول زندگی خود به این بیماری تحلیلبرنده عصبی دچار شوند. این عدد از تحلیل دادههای کالبدشکافی مغز بازیکنان فقید و اصلاح خطاهای آماری مربوط به نحوه نمونهگیری به دست آمده است و آن را باید جدیترین هشدار علمی تا امروز درباره پیامدهای بلندمدت ضربههای مکرر به سر در ورزش حرفهای دانست.
آنسفالوپاتی مزمن ضربهای چیست
CTE یک بیماری تحلیلبرنده (neurodegenerative) مغز است که با تجمع غیرطبیعی نوعی پروتئین به نام تاو (tau) در بافت مغز مشخص میشود. تاو در حالت طبیعی وظیفه تثبیت ساختار درونی سلولهای عصبی را بر عهده دارد، اما وقتی بهطور غیرعادی فسفریله (phosphorylated) شود، به تودههای نامحلول تبدیل میشود و بهتدریج عملکرد نورونها را مختل میکند. نکته متمایزکننده CTE این است که این تودهها بیشتر در نواحی سطحی قشر مغز، بهویژه در عمق شیارهای مغزی (sulci) و اغلب به شکل انباشتگی پیرامون عروق خونی دیده میشوند. همین الگوی مکانی خاص، آن را از بیماریهای دیگری مانند آلزایمر که توزیع متفاوتی دارند جدا میکند.
چگونه ضربه سر به بیماری منجر میشود
مغز در مایعی به نام مایع مغزینخاعی شناور است و این مایع مانند ضربهگیر طبیعی عمل میکند. اما در برخوردهای شدید یا چرخشهای ناگهانی سر، مغز درون جمجمه جابهجا میشود و به دیوارههای استخوانی برخورد میکند. نکته مهم آن است که آسیب لزوماً به ضربههای سنگین و ضربات مغزی (concussion) تشخیصدادهشده محدود نمیشود. ضربههای تکرارشونده و بهظاهر بیخطر — همان برخوردهای روزمره در تمرین و بازی که گاه ضربههای زیرآستانهای (subconcussive) نامیده میشوند — نیز میتوانند در بلندمدت آبشاری از التهاب، اختلال در انتقال پیامهای عصبی و در نهایت تجمع تاو را به راه بیندازند. به بیان دیگر، خطر نه فقط در حوادث بزرگ، بلکه در شمار بسیار زیاد برخوردهای کوچک نهفته است.
چرا برآورد شیوع اینقدر دشوار است
پیش از این نیز مطالعات مرکز پژوهش CTE در دانشگاه بوستون نشان داده بود که درصد بالایی از مغزهای اهدایی بازیکنان فوتبال آمریکایی دارای نشانههای این بیماری بودهاند. اما این ارقام را نمیتوان بهسادگی به کل جامعه بازیکنان تعمیم داد، زیرا خانوادههایی که مغز بستگان خود را اهدا میکنند اغلب کسانی هستند که نشانههای رفتاری و شناختی نگرانکننده را در فرد فقید دیدهاند. این پدیده که «سوگیری انتخاب» (selection bias) نام دارد، باعث میشود نمونه موجود نمایندهای منصفانه از همه بازیکنان نباشد. برآورد تازه میکوشد با مدلسازی آماری، سهم این سوگیری را برآورد و از دادهها بزداید؛ به همین دلیل عدد حاصل از ارقام خام مطالعات پیشین کمتر، اما از آنها واقعنماتر است.
نشانهها و سیر بیماری
CTE معمولاً سالها پس از پایان دوره حرفهای ورزشکار ظاهر میشود و سیر آن تدریجی است. در مراحل نخست، اختلال در کنترل خشم، افسردگی، اضطراب، بیثباتی خلق و دشواری در تمرکز دیده میشود. با پیشرفت بیماری، اختلال حافظه، دشواری در تصمیمگیری و در مراحل پیشرفته نشانههای شبیه به زوال عقل (dementia) بروز میکند. گزارشهای بالینی از همپوشانی این علائم با اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی مقاوم به درمان و اختلالات خلقی حکایت دارد و همین موضوع تشخیص افتراقی را پیچیده میکند.
مسئله تشخیص در زمان حیات
بزرگترین محدودیت کنونی آن است که تشخیص قطعی CTE فقط با بررسی میکروسکوپی بافت مغز پس از مرگ امکانپذیر است. این محدودیت دو پیامد دارد: نخست آنکه بیمار در زمان حیات از تشخیص دقیق محروم میماند، و دوم آنکه پژوهشهای اپیدمیولوژیک ناچار به تکیه بر نمونههای کالبدشکافی هستند. امروزه پژوهشگران در پی یافتن نشانگرهای زیستی (biomarkers) در خون و مایع مغزینخاعی هستند؛ موادی مانند پروتئین تاو فسفریله، پروتئین اسیدی رشتهای گلیال (GFAP) و زنجیره سبک نوروفیلامنت (NfL) که نشانه آسیب سلولهای عصبیاند. همچنین روشهای تصویربرداری پیشرفته مانند پتاسکن با نشاندار کردن تاو در دست بررسی است. اگر این ابزارها به تأیید برسند، میتوان بیماری را در مراحل اولیه و حتی پیش از بروز علائم شناسایی کرد.
پیامدها برای ورزش و سلامت عمومی
اگر حتی بخشی از این برآورد درست باشد، پیامدهای آن فراتر از زمین بازی است. در سطح قوانین، تغییر مقررات برخورد، محدود کردن تمرینهای پربرخورد، بهبود طراحی کلاه ایمنی و آموزش درست تکلزدن از جمله راهکارهای مطرحشده است. در سطح ورزش جوانان، توجه به سن شروع ورزشهای پربرخورد اهمیت ویژه دارد، زیرا مغز در حال رشد آسیبپذیرتر است و شمار سالهای مواجهه با ضربه، عامل تعیینکنندهای در خطر بلندمدت به شمار میرود. در سطح پزشکی نیز ضرورت غربالگری دورهای، پایش شناختی ورزشکاران پس از بازنشستگی و ارائه خدمات سلامت روان به آنان بیش از پیش آشکار شده است.
نگاه آینده
باید توجه داشت که برآورد ۷۵ درصدی یک تخمین آماری است، نه سرنوشت قطعی هر بازیکن؛ عواملی مانند ژنتیک، سن شروع، مدت دوران حرفهای و شمار ضربههای واردشده در خطر هر فرد اثر میگذارند. با این حال، این پژوهش یک واقعیت را روشن میکند: آسیبهای مکرر به سر، پدیدهای گذرا و بیاهمیت نیست، بلکه میتواند به بیماریای پیشرونده و درمانناپذیر بینجامد. مسیر پیش رو شامل توسعه ابزارهای تشخیص زودهنگام، یافتن درمانهای مؤثر بر مسیر پروتئین تاو و بازنگری جدی در سیاستهای ورزشی است. علم پزشکی ورزشی اکنون با پرسشی بنیادین روبهروست: مرز میان تماشای یک ورزش محبوب و محافظت از سلامت مغز ورزشکاران کجاست؟
منبع اصلی
https://www.sciencenews.org/article/football-nfl-players-cte-brain-diseaseScience News
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

