نوبل ۲۰۲۶؛ نوآوری در نورونها، نوترینوها و کایرالیته
تحریریه آموزش24

خلاصه
جوایز علمی نوبل ۲۰۲۶ سه دستاورد مهم را برجسته کردند: کنترل دقیق سلولهای عصبی با نور، آشکارسازی نوترینوهای پرانرژی با رصدخانه آیسکیوب و پیشرفت در حل مسئله کایرالیته مولکولها. این دستاوردها بهترتیب مرزهای علوم اعصاب، اخترفیزیک ذرات و شیمی آلی را گسترش دادهاند.
سه پنجره تازه به مغز، کیهان و شیمی جوایز علمی نوبل ۲۰۲۶ سه نمونه متفاوت از پیشرفت علمی را برجسته کردند؛ پیشرفتهایی که در نگاه نخست ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند، اما همگی یک ویژگی مشترک دارند: ساختن ابزار یا یافتن روشی که مشاهده و کنترل پدیدهای بسیار دشوار را ممکن میکند. در پزشکی، پژوهشگران توانستند فعالیت سلولهای عصبی را با نور کنترل کنند؛ در فیزیک، آشکارسازی نوترینوهای پرانرژی راهی تازه برای مطالعه منابع شتابدهنده ذرات در کیهان گشود؛ و در شیمی، پژوهش درباره مولکولهای کایرال به درک بهتر منشأ عدم تقارن شیمیایی و ساخت دقیقتر برخی ترکیبات دارویی کمک کرد. ## نور بهعنوان کلید کنترل مغز مغز انسان شبکهای بسیار پیچیده از نورونها است. هر نورون میتواند از طریق اتصالات خود با تعداد زیادی سلول دیگر ارتباط برقرار کند و رفتارهای ساده و پیچیده حاصل فعالیت هماهنگ شبکههایی از این سلولها هستند. یکی از مشکلات اساسی علوم اعصاب این بود که پژوهشگران نمیتوانستند بهآسانی مشخص کنند فعال شدن یک گروه مشخص از نورونها دقیقاً چه تغییری در رفتار ایجاد میکند. راهحل مهمی که در نهایت به شکلگیری **اپتوژنتیک (Optogenetics)** انجامید، از مطالعه یک جلبک تکسلولی سبز به نام *Chlamydomonas* آغاز شد. پیتر هگمان (Peter Hegemann) و گئورگ ناگل (Georg Nagel) پروتئینی حساس به نور را در این جلبک بررسی کردند که بعدها **کانالرودوپسین (Channelrhodopsin)** نام گرفت. این پروتئین مانند یک منفذ یونی عمل میکند: با تابش نور، کانال باز میشود و یونهای دارای بار مثبت میتوانند از غشای سلول عبور کنند. جریان یونها وضعیت الکتریکی سلول را تغییر میدهد. این سازوکار برای یک جلبک به حرکت در پاسخ به نور کمک میکند، اما برای علوم اعصاب معنای بسیار گستردهتری دارد. اگر بتوان ژن تولید چنین پروتئینی را به نورون منتقل کرد، میتوان آن نورون را به سلولی تبدیل کرد که با تابش نور فعال میشود. کارل دایسراث (Karl Deisseroth) و همکارانش این ایده را در سلولهای عصبی آزمایش کردند. در آزمایشهای حیوانی، فیبرهای نوری برای رساندن نور به بخشهای مشخصی از مغز به کار رفتند. تابش نور آبی میتوانست فعالیت نورونهای دارای کانالرودوپسین را تغییر دهد و حتی حرکت سبیلهای موش را کنترل کند. اهمیت این روش در دقت آن است. برای تصور تفاوت، مغز را مانند یک شهر عظیم در نظر بگیرید. روشهای قدیمیتر ممکن است مانند خاموش و روشن کردن برق یک منطقه بزرگ شهر باشند؛ اما اپتوژنتیک میتواند به پژوهشگر اجازه دهد مجموعه بسیار کوچکتری از «چراغها» را هدف بگیرد و سپس پیامد آن را بررسی کند. به این ترتیب، رابطه میان مدارهای عصبی و رفتار را میتوان با دقت بسیار بیشتری آزمود. این فناوری تنها برای مطالعه مغز سالم اهمیت ندارد. پژوهشگران از آن برای بررسی اختلال مدارهای عصبی در بیماریهایی مانند نابینایی، افسردگی و زوال عقل نیز استفاده کردهاند. همچنین برخی کاربردهای پزشکی آن، از جمله تلاش برای بازگرداندن بخشی از بینایی در افراد مبتلا به رتینیت پیگمنتوزا، نشان میدهد که یک کشف بنیادی در زیستفیزیک چگونه میتواند به پزشکی منتقل شود. ## ثبت پیامآوران نامرئی کیهان جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۶ به نقش فرانسیس هالتسن (Francis Halzen) در ایجاد و توسعه **رصدخانه نوترینویی آیسکیوب (IceCube Neutrino Observatory)** و آشکارسازی نوترینوهای پرانرژی با منشأ اخترفیزیکی اختصاص یافت. **نوترینو (Neutrino)** ذرهای بنیادی و بدون بار الکتریکی است که برهمکنش بسیار ضعیفی با ماده دارد. میلیاردها نوترینو در هر ثانیه از بدن ما عبور میکنند، بیآنکه بیشترشان با اتمهای بدن برخورد کنند. بخش بزرگی از نوترینوهای روزمره منشأ خورشیدی دارند، اما برخی نوترینوها انرژی بسیار بالاتری دارند و میتوانند از رویدادهای بسیار پرانرژی در اعماق کیهان آمده باشند. همین ویژگی، نوترینو را به یک پیامرسان کیهانی ارزشمند تبدیل میکند. ذرات باردار هنگام عبور از میدانهای مغناطیسی منحرف میشوند و مسیر مستقیم خود را از دست میدهند، اما نوترینو به دلیل نداشتن بار الکتریکی تقریباً تحت تأثیر این میدانها قرار نمیگیرد. بنابراین اگر بتوان مسیر یک نوترینوی پرانرژی را مشخص کرد، میتوان سرنخ ارزشمندی درباره محل تولید آن در اختیار داشت. آیسکیوب درون یخهای قطب جنوب ساخته شده است و حجمی در حدود یک کیلومتر مکعب از یخ را با هزاران حسگر نوری پوشش میدهد. هنگامی که یک نوترینو با هسته اتمی در یخ برهمکنش میکند، ممکن است ذرات بارداری ایجاد شوند که در یخ حرکت کرده و تابش بسیار ضعیفی موسوم به **تابش چرنکوف (Cherenkov radiation)** تولید میکنند. حسگرها این نور را ثبت میکنند و از زمان رسیدن نور به حسگرهای مختلف میتوان جهت و انرژی رویداد را بازسازی کرد. میتوان آیسکیوب را مانند یک دوربین عظیم در نظر گرفت که بهجای نور معمولی، آثار بسیار نادر برخورد ذرات را ثبت میکند. ساخت چنین آشکارسازی در یخ عمیق قطب جنوب امکان استفاده از حجم بزرگی از ماده را فراهم کرده است؛ هرچه ماده بیشتری در اختیار باشد، احتمال ثبت برخوردهای نادر نیز افزایش مییابد. آیسکیوب در سال ۲۰۱۱ تکمیل شد و تنها دو سال بعد شواهدی از نوترینوهای پرانرژی خارج از جو زمین را آشکار کرد. در سال ۲۰۱۸، دادههای این رصدخانه به ردیابی یک نوترینو تا هسته درخشان یک کهکشان فعال موسوم به **بلازار (Blazar)** کمک کرد. در سال ۲۰۲۳ نیز دادههای چندین ساله آیسکیوب برای تهیه نقشهای از کهکشان راه شیری بر اساس نوترینوها به کار رفت. این نتایج بخشی از چیزی را شکل میدهند که میتوان آن را **اخترشناسی چندپیامرسان (Multimessenger Astronomy)** نامید؛ یعنی مطالعه کیهان با استفاده همزمان از پیامرسانهایی مانند نور، امواج گرانشی و نوترینوها. در آینده، شبکه گستردهتری از آشکارسازهای نوترینو میتواند به شناسایی دقیقتر شتابدهندههای طبیعی ذرات در جهان کمک کند. ## چرا مولکولها دست راست و چپ دارند؟ سومین داستان نوبل علمی ۲۰۲۶ به شیمی مربوط است؛ به ویژگیای به نام **کایرالیته (Chirality)**. برخی مولکولها میتوانند در دو شکل وجود داشته باشند که تصویر آینهای یکدیگرند، درست مانند دست راست و چپ انسان. این دو شکل را **انانتیومر (Enantiomer)** مینامند. نکته شگفتانگیز این است که بسیاری از مولکولهای زیستی تقریباً همیشه در یکی از این دو شکل یافت میشوند. برای مثال، اسیدهای آمینه موجود در سامانههای زیستی عمدتاً دارای یک جهت کایرال مشخص هستند. این ویژگی را **هموکایرالیته (Homochirality)** مینامند و منشأ آن یکی از پرسشهای مهم درباره شیمی حیات بوده است. مشکل از آنجا ناشی میشود که هنگام ساخت یک مولکول کایرال در آزمایشگاه، واکنشهای معمولی اغلب هر دو شکل راستدست و چپدست را تولید میکنند. اما هنری کاگان (Henri Kagan) و کنسو سوآی (Kenso Soai) در مسیر پژوهشهای خود نشان دادند که میتوان شرایطی ایجاد کرد که تولید یک انانتیومر بهشدت بر دیگری غلبه کند. کاگان و همکارانش در سال ۱۹۸۶ واکنشهایی را گزارش کردند که در آنها تشکیل یک شکل کایرال با نسبت بسیار بالایی نسبت به شکل آینهای آن امکانپذیر بود. سپس سوآی و همکارانش در سال ۱۹۹۵ نمونهای مهم از **خودکاتالیزی نامتقارن (Asymmetric Autocatalysis)** را معرفی کردند؛ در این فرایند، محصول کایرال میتواند در تشکیل مولکولهای بیشتری از همان جهت کایرال نقش کاتالیزوری داشته باشد. این وضعیت را میتوان به یک الگوی اولیه تشبیه کرد که هنگام تکثیر، بهجای ایجاد دو نوع کاملاً برابر، تولید نسخههای بیشتری از همان جهت را تقویت میکند. چنین سازوکاری نشان میدهد چگونه یک عدم تقارن بسیار کوچک میتواند در یک سامانه شیمیایی تقویت شود. اهمیت این مسئله فقط نظری نیست. در داروسازی، شکل فضایی یک مولکول میتواند تعیین کند که آن مولکول چگونه با گیرندهها و آنزیمهای بدن برهمکنش کند. دو انانتیومر یک ترکیب ممکن است اثرهای زیستی متفاوتی داشته باشند؛ یکی میتواند اثر درمانی مطلوب داشته باشد و دیگری اثر بسیار ضعیف یا حتی نامطلوب ایجاد کند. بنابراین کنترل کایرالیته یکی از موضوعات مهم در طراحی و تولید داروها است. ## سه کشف، یک الگوی مشترک سه دستاورد نوبل ۲۰۲۶ در سه مقیاس متفاوت رخ دادهاند: از کانالهای یونی در غشای یک سلول و مدارهای عصبی، تا ذراتی که از فاصلههای کیهانی عبور میکنند و در نهایت هندسه سهبعدی مولکولها. با این حال، هر سه نشان میدهند که پیشرفت علمی اغلب زمانی رخ میدهد که پژوهشگران راهی تازه برای مشاهده یا کنترل چیزی پیدا میکنند که پیشتر دسترسی به آن بسیار دشوار بوده است. اپتوژنتیک به دانشمندان امکان میدهد فعالیت نورونها را با نور بررسی کنند؛ آیسکیوب پنجرهای نو به سوی منابع پرانرژی کیهان باز کرده است؛ و شیمی کایرال راههایی برای کنترل جهت فضایی مولکولها فراهم کرده است. ارزش این دستاوردها تنها در پاسخ دادن به یک پرسش علمی نیست، بلکه در ساختن ابزارها و روشهایی است که میتوانند پرسشهای نسل بعدی دانشمندان را نیز ممکن کنند.
منبع اصلی
https://www.sciencenews.org/article/nobel-2026-physics-chemistry-medicineScience News
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

