بردهداری در عصر وایکینگها: روایتی تلخ از زندگی «ترالها»

خلاصه
مقالهای از نیل پرایس، باستانشناس، بر اساس شواهد باستانشناختی و متون تاریخی نشان میدهد که بردهداری (ترالداری) در جامعه وایکینگها رایج و سازمانیافته بود. بردگان از طریق یورشها، اسارت در جنگ یا تولد به بردگی گرفته میشدند و در کارهای سخت کشاورزی، صنعت کشتیسازی و خدمات خانگی به کار گرفته میشدند. شواهد وحشتناکی مانند قتل بردگان در مراسم تدفین اشراف وایکینگ در محوطه بالاتیر در جزیره من، ابعاد خشونتبار این نظام را آشکار میکند.
مقدمه
بردهداری پدیدهای است که هزاران سال در جوامع گوناگون جهان وجود داشته و جامعه وایکینگها نیز از آن مستثنی نبوده است. برخلاف تصور رایج که وایکینگها را تنها جنگاوران و دریانوردان میشناسد، شواهد تاریخی و باستانشناختی نشان میدهد که آنها نظامی گسترده از بردهداری داشتند. در زبان نورس باستان به بردگان «ترال» (þrælar) میگفتند؛ واژهای که در انگلیسی به «thrall» ترجمه شده و بار معنایی آن از مفهوم واقعی بردگی بسیار ملایمتر است. این مقاله بر پایه نوشتار نیل پرایس، استاد باستانشناسی، که در کتاب «شاه دریا و جادوگر: زندگی و مرگ در عصر وایکینگ» منتشر شده، به بررسی ابعاد مختلف بردهداری در جامعه وایکینگ میپردازد.
ترالها چه کسانی بودند و چگونه به بردگی گرفته میشدند؟
ترالها بخش بزرگی از جمعیت نورس را تشکیل میدادند، هرچند در منابع باستانشناختی به سختی قابل شناسایی هستند. فرد میتوانست از بدو تولد برده باشد، یا در جریان یورشها و جنگها اسیر و به بردگی گرفته شود، و سپس در شبکههای تجاری گسترده وایکینگها دستبهدست شده و مسافتهای طولانی را طی کند. برخی افراد آزاد نیز گاهی خود را به صورت موقت به بردگی میفروختند تا بدهی خود را بپردازند. در متون تاریخی، تأکید شده است که زنان بهویژه هدف kidnap و اسارت قرار میگرفتند. ابن مسکویه، مورخ ایرانی، در توصیف حمله وایکینگها به شهر بردعه (در جمهوری آذربایجان کنونی) در سال ۹۴۳ میلادی مینویسد: «زنان و پسران را نگه داشتند و به آنها تجاوز کرده و به بردگی گرفتند... زنان و پسران و دخترانی را که میخواستند با خود بردند.» این گزارشها نشاندهنده هدف قرار گرفتن غیرنظامیان، بهویژه women، برای تجارت برده و بهرهکشی جنسی است.
جایگاه اجتماعی و مشاغل ترالها
ترالها در سلسلهمراتبی دقیق از مشاغل خدماتی قرار میگرفتند و وظایف مختلف مزرعه و خانه را انجام میدادند. در موارد نادر، برخی از آنها مسئولیتهای بالاتری مانند مدیریت املاک را بر عهده میگرفتند و عنوان «بریتی» (bryti) به آنها داده میشد. یکی از این افراد املاک سلطنتی در هووگوردن، مقابل شهر جزیرهای بیرکا، را اداره میکرد و اجازه یافت سنگی یادبود برای خود و همسرش برپا کند. اما اکثریت قریببهاتفاق ترالها زندگیای پر از کار طاقتفرسا داشتند. شعر «ریگستولا» (Rígsþula) در ادبیات نورس، با لحنی تحقیرآمیز، وظایف آنها را چنین برمیشمارد: «پرچین میساختند، زمین را کود میدادند، خوکها را نگهداری میکردند، از بزها مراقبت میکردند و تورب (خاک مرداب) میکندند.» حتی نامهایی که بر آنها گذاشته میشد توهینآمیز بود و ظاهر یا نظافت آنها را مسخره میکرد؛ نامهایی مانند «بددهان»، «کوتوله»، «چاق»، «همخواب»، «ساقهدرنا» و «کوتاهقد». این نامها نشاندهنده تحقیر و بیاحترامی عمیق به بردگان در جامعه وایکینگ است.
اقتصاد بردهداری و نقش آن در گسترش یورشها
در قرن نهم میلادی، همزمان با افزایش حملات وایکینگها در اروپای غربی و رودخانههای شرقی، گرفتن اسیر به یکی از اهداف اصلی تبدیل شد. این امر «سهگانه مرگبار» یورش، تجارت و بردهداری را تقویت میکرد. نیاز به نیروی کار برده در صنایع مرتبط با کشتیسازی (مانند تولید پارچه، مدیریت چوب، تولید قیر، آهنگری و غیره) افزایش یافت و این چرخه، تقاضا برای برده را بیشتر کرد. همزمان، گسترش اقتصادی توانایی اعزام نیروهای بیشتر برای یورش را فراهم میکرد و جریان اسرا تداوم مییافت. بدین ترتیب، بردهداری به یکی از ویژگیهای اصلی عصر وایکینگ تبدیل شد. بردگان، بهویژه از منطقه بالتیک، از کالاهای اصلی مبادلهشده در مسیر جاده ابریشم به سمت شرق بودند.
شواهد باستانشناختی: گورستان بالاتیر در جزیره من
شناسایی ترالها در گورستانهای وایکینگ دشوار است، زیرا اشیاء خاصی برای شناسایی آنها وجود ندارد. اما گاهی شواهدی از قتل آنها در مراسم تدفین اشراف به دست میآید. یکی از مهمترین نمونهها، محوطه بالاتیر (Ballateare) در ساحل شمال غربی جزیره من (Isle of Man) است. در این گور، مردی از نخبگان وایکینگ در اوایل قرن دهم میلادی، در سن ۱۸ تا ۳۰ سالگی، در تابوتی چوبی و با اشیاء جنگی دفن شده است. شمشیر او پیش از قرار گرفتن در غلاف، قطعهقطعه شده و دسته آن شکسته شده بود؛ نیزهای که در پای او قرار داشت، از سرنیزه شکسته شده بود؛ و سپر او با دو ضربه محکم به برجستگی میانیاش آسیب دیده و بهطور عمودی در کنار تابوت قرار گرفته بود. این آسیبها ناشی از جنگ نبوده، بلکه عمداً برای نامشخص کردن کاربرد سلاحها انجام شده است. در کنار این گور، بقایای زنی یافت شده که جمجمهاش با یک ضربه شمشیر تیز از پشت جدا شده است. این شواهد نشان میدهد که او احتمالاً به عنوان قربانی در مراسم تدفین مرد اشرافی کشته شده است.
اهمیت و پیامدها
بردهداری در جامعه وایکینگ تنها یک پدیده حاشیهای نبود، بلکه بخشی جداییناپذیر از نظام اقتصادی و اجتماعی آنان بود. یورشها، تجارت و بردهداری در هم تنیده بودند و چرخهای از خشونت و بهرهکشی را ایجاد میکردند که قرنها ادامه یافت. امروزه باستانشناسان با بازخوانی شواهد مادی و متون تاریخی تلاش میکنند تا چهره انسانی بردگان را بازسازی کنند و به آنها کرامت و شناسایی ببخشند. این تحقیقات نشان میدهد که بردهداری تنها به جوامع باستانی مدیترانه یا آمریکا محدود نبوده و در فرهنگهای شمال اروپا نیز ریشهای عمیق داشته است. شناخت این واقعیت تلخ، درک ما را از تاریخ بشر کاملتر میکند و ضرورت مبارزه با هرگونه بهرهکشی و بردهداری نوین را یادآور میشود.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/vikings/the-back-of-her-head-had-been-removed-by-a-single-blow-from-a-sharp-blade-archaeological-clues-are-revealing-the-horrific-lives-and-deaths-of-the-people-enslaved-by-vikingsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

