دیانای باستانی، تبار اروپایی ساکنان نخستین مونترال را آشکار کرد
تحریریه آموزش24

خلاصه
پژوهشگران با تعیین توالی دیانای باستانی ۴۵ فرد دفنشده در گورستان نوتردام مونترال دریافتند که همه نمونهها دارای تبار اروپایی فرانسوی بودهاند و نشانهای از آمیزش ژنتیکی اخیر با جمعیتهای بومی یا آفریقایی دیده نمیشود. این یافته روایتهای رایج درباره میزان آمیزش جمعیتی در مونترال دوران استعمار را به چالش میکشد، اما به دلیل محدود بودن نمونه و محل مطالعه، نمیتواند درباره همه جمعیت آن دوره حکم قطعی صادر کند.
دیانای باستانی چه چیزی درباره مونترال دوران استعمار نشان میدهد؟ روایتهای خانوادگی درباره داشتن یک نیای بومی در میان برخی از ساکنان کبک امروزی رایج است. بااینحال، بررسی جدیدی از دیانای باستانی نشان میدهد که دستکم در میان گروهی از افرادی که در گورستان تاریخی نوتردام مونترال دفن شدهاند، نشانهای از آمیزش ژنتیکی اخیر میان جمعیتهای اروپایی، بومی و آفریقایی وجود نداشته است. این مطالعه در نشریه علمی PNAS منتشر شده و نمونهای از کاربرد ژنتیک باستانی برای بازسازی تاریخ جمعیتهاست. ### مطالعه چگونه انجام شد؟ گورستان نوتردام در مونترال در سال ۱۶۸۳ تأسیس شد و تا سال ۱۷۹۶ برای دفنهای کاتولیکی مورد استفاده قرار گرفت. بررسیهای قبلی اسکلتهای این محل درباره تبار افراد دفنشده در آن اختلافنظرهایی ایجاد کرده بود؛ زیرا ویژگیهای استخوانی همیشه نمیتوانند با دقت کافی منشأ جمعیتی یک فرد را مشخص کنند. پژوهشگران برای حل این مسئله از **دیانای باستانی (ancient DNA یا aDNA)** استفاده کردند. آنان ماده ژنتیکی ۴۵ فرد را تعیین توالی کردند و سپس الگوهای ژنومی بهدستآمده را با ژنوم جمعیتهایی از اروپا، غرب آفریقا و گروههای بومی قاره آمریکا مقایسه کردند. نتیجه اصلی روشن بود: هر ۴۵ فرد مورد مطالعه دارای تبار اروپایی فرانسوی بودند و در ژنوم آنان نشانهای از **آمیختگی ژنتیکی اخیر (recent admixture)** با جمعیتهای بومی یا آفریقایی مشاهده نشد. ### چرا دیانای از استخوانهای چندصدساله اهمیت دارد؟ دیانای را میتوان مانند یک بایگانی زیستی در نظر گرفت. هر انسان هنگام تولد نیمی از ماده ژنتیکی خود را از مادر و نیمی دیگر را از پدر دریافت میکند و در طول نسلها، ترکیب این اطلاعات تغییر میکند. به همین دلیل، ژنوم انسان امروزی میتواند سرنخهایی درباره جمعیتهایی که اجداد او به آنها تعلق داشتهاند در اختیار پژوهشگران قرار دهد. در **ژنتیک جمعیت (population genetics)**، دانشمندان به دنبال الگوهای مشترک و تفاوتهای ژنتیکی میان گروههای انسانی هستند. اگر دو جمعیت برای چندین نسل با یکدیگر آمیزش داشته باشند، بخشی از نشانگرهای ژنتیکی یک جمعیت در ژنوم جمعیت دیگر ظاهر میشود. بنابراین، نبود چنین الگوهایی در یک نمونه میتواند نشان دهد که آمیزش زیستی قابلتوجهی در میان افراد آن نمونه رخ نداده است. البته این روش محدودیتهایی دارد. ژنوم ۴۵ فرد نمیتواند نماینده تمام ساکنان یک شهر در طول بیش از یک قرن باشد. همانگونه که بررسی ۴۵ درخت در یک جنگل نمیتواند ویژگی تکتک درختان آن جنگل را مشخص کند، یک نمونه محدود از یک گورستان نیز نمیتواند تمام ساختار جمعیتی مونترال را بازسازی کند. ### آیا این یافته به معنای نبود رابطه میان فرانسویها و مردم بومی است؟ خیر. یکی از مهمترین نکات پژوهش همین تمایز است. **نبود آمیزش ژنتیکی در یک نمونه با نبود ارتباط اجتماعی یکسان نیست.** دو گروه انسانی میتوانند روابط گسترده تجاری، سیاسی، نظامی یا فرهنگی داشته باشند، بدون آنکه این روابط الزاماً به آمیزش زیستی گسترده منجر شود. در مونترال دوران استعمار، روابط میان مهاجران فرانسوی و جوامع بومی پیچیده بود و همکاری، تجارت، اتحاد، درگیری و در برخی موارد روابط خانوادگی را دربرمیگرفت. بنابراین، یافته ژنتیکی جدید تنها نشان میدهد که در میان افراد بررسیشده، شواهدی از آمیزش ژنتیکی اخیر دیده نشده است؛ نه اینکه چنین روابطی هیچگاه در تاریخ منطقه رخ نداده باشند. این تفاوت از نظر علمی بسیار مهم است. ژنوم میتواند درباره **تبار زیستی (biological ancestry)** اطلاعات ارائه کند، اما نمیتواند بهتنهایی هویت اجتماعی یا تعلق یک فرد به یک جامعه را تعیین کند. ### راز دیگری که استخوانها آشکار کردند پژوهشگران علاوه بر تبار ژنتیکی، توانستند چندین **تبار ژنتیکی خانوادگی (genetic lineages)** را شناسایی کنند که در نسلهای مختلف ادامه یافته بودند. بااینحال، قبرهای مربوط به این افراد در بخشهای مختلف گورستان پراکنده بودند و الزاماً در قالب قطعههای خانوادگی قرار نداشتند. این موضوع میتواند اطلاعاتی درباره شیوه دفن در مونترال سده هفدهم ارائه کند. در جوامع امروزی، خانوادهها اغلب در قطعههای مشخصی از گورستان دفن میشوند؛ اما پراکندگی قبرها نشان میدهد که سازماندهی فضای دفن در آن دوره لزوماً بر اساس خویشاوندی زیستی نبوده است. ### چرا ممکن است افراد بومی یا آفریقایی در این نمونه دیده نشده باشند؟ تاریخ خود گورستان میتواند بخشی از پاسخ باشد. استفاده از نوتردام در طول زمان تغییر کرده و برخی قبرها در اثر نبش قبر، جابهجایی بقایا و توسعه شهری از بین رفتهاند. افرادی که داخل کلیسا دفن شده بودند، از جمله برخی روحانیان و ساکنان ثروتمندتر، احتمال بیشتری داشت که بعدها نبش قبر شوند و بقایای آنان جابهجا شود. در مقابل، بسیاری از افراد فقیرتر بیرون از کلیسا دفن شده بودند و ممکن است بقایای آنها در اثر گسترش شهر زیر ساختوسازهای بعدی مدفون یا تخریب شده باشد. در نتیجه، اسکلتهایی که امروزه برای پژوهش باقی ماندهاند ممکن است ترکیب اجتماعی خاصی از جمعیت تاریخی مونترال را نشان دهند و لزوماً نماینده همه ساکنان شهر نباشند. اسناد تاریخی همچنین نشان میدهند که برخی افراد بومی در سده هفدهم در گورستانهای کاتولیکی مونترال دفن میشدند. با گذشت زمان، جوامع بومی بهتدریج از شهر استعماری جدا شدند و بسیاری از مأموریتها و سکونتگاههای آنان از مراکز شهری فاصله گرفت. افراد بهبردگیگرفتهشده نیز ممکن بود در محل زندگی مالکان خود یا گورستانهای مخصوص فقرا دفن شوند. ### یک نکته مهم درباره «تبار» و «هویت» یکی از برداشتهای نادرست احتمالی از این پژوهش آن است که بتوان هویت بومی را صرفاً با آزمایش دیانای تعیین کرد. چنین برداشتی از نظر علمی و اجتماعی نادرست است. **تبار ژنتیکی، هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی مفاهیم یکسانی نیستند.** تعلق به یک ملت یا جامعه بومی در بسیاری از موارد به خویشاوندی، جامعه، تاریخ مشترک، روابط فرهنگی و پیوند با سرزمین وابسته است، نه صرفاً به وجود چند نشانگر ژنتیکی. همچنین داشتن یک نیای دور بومی، برای مثال فردی که بیش از ۳۰۰ سال پیش زندگی میکرده، از نظر معنای اجتماعی با بزرگشدن در یک خانواده و جامعه بومی یکسان نیست. آزمایشهای تجاری ژنتیک نیز باید با همین احتیاط تفسیر شوند؛ زیرا برآورد تبار ژنتیکی، بازسازی کامل تاریخ خانوادگی یا تعیین هویت فرهنگی یک فرد نیست. ### اهمیت پژوهش برای آینده این مطالعه نشان میدهد که **باستانژنومشناسی (archaeogenomics)** چگونه میتواند روایتهای تاریخی را با دادههای زیستی مستقل بررسی کند. ترکیب دیانای باستانی با اسناد آرشیوی، باستانشناسی و انسانشناسی استخوانی میتواند تصویر دقیقتری از ساختار جمعیتی جوامع گذشته ایجاد کند. با این حال، گام بعدی افزایش تعداد نمونهها و بررسی گورستانها و مکانهای مختلف است. اگر پژوهشگران بتوانند DNA افراد بیشتری از طبقات اجتماعی، دورههای زمانی و مناطق متفاوت را بررسی کنند، خواهند توانست بهتر مشخص کنند که آمیزش جمعیتی در مونترال و دیگر بخشهای آمریکای شمالی چه زمانی، با چه شدتی و در میان کدام گروهها رخ داده است. در نهایت، ارزش اصلی این پژوهش در ارائه یک پاسخ ساده درباره «وجود یا نبود» روابط میان جمعیتها نیست؛ بلکه در نشان دادن پیچیدگی تاریخ انسانی است. ژنومها میتوانند بخشی از گذشته را حفظ کنند، اما برای فهم کامل آن گذشته باید DNA را در کنار تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و شواهد باستانشناختی قرار داد.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/americas/dna-from-centuries-old-skeletons-buried-in-montreal-reveals-no-genetic-mixing-between-indigenous-people-and-french-colonistsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

