شواهد تغییرات شدید اقلیم در نیومکزیکو در ۲۳ هزار سال پیش
تحریریه آموزش24

خلاصه
پژوهشی تازه با بررسی گردههای باستانی و ترکیبات آلی موجود در رسوبات وایت سندز در نیومکزیکو، تغییرات سریع اقلیم و پوشش گیاهی این منطقه را در حدود ۲۴ تا ۲۲ هزار سال پیش بازسازی کرده است. یافتهها نشان میدهد انسانها در طول این دگرگونیهای شدید محیطی همچنان به منطقه رفتوآمد میکردند؛ موضوعی که به درک بهتر سازگاری انسانهای نخستین در آمریکای شمالی کمک میکند.
تصویری از آمریکای شمالی در اوج عصر یخبندان حدود ۲۴ هزار سال پیش، چشمانداز منطقهای که امروزه پارک ملی وایت سندز (White Sands National Park) در نیومکزیکو نام دارد، تفاوت چشمگیری با امروز داشت. دریاچهای بزرگ در این ناحیه گسترده بود و دامنه کوههای پیرامون آن با درختان مخروطی مانند کاج (Pinus)، نراد (Abies) و صنوبر (Picea) پوشیده میشد. اما این محیط ثابت نماند. طی حدود دو هزار سال، دما افزایش یافت، دریاچه شروع به کوچکشدن کرد و ترکیب پوشش گیاهی نیز بهتدریج تغییر کرد؛ درختان مخروطی جای خود را تا حد زیادی به بلوط (Quercus) و بوتههای مریمگلی یا سیجبِرش (sagebrush) دادند. مطالعهای که در مجله *Science Advances* منتشر شده است، با بررسی بقایای زیستی حفظشده در سنگها و رسوبات وایت سندز، تصویری دقیقتر از این دگرگونی محیطی ارائه میکند. اهمیت این پژوهش تنها در بازسازی اقلیم گذشته نیست؛ بلکه در این نکته نیز نهفته است که انسانها ظاهراً در همین دوره پرتلاطم همچنان از این منطقه استفاده میکردند. ## ردپای انسان در کنار جانوران عصر یخبندان وایت سندز یکی از مهمترین محوطههای باستانشناختی آمریکای شمالی است، زیرا ردپاهای انسانی باستانی در آن کشف شدهاند. پژوهشهای پیشین قدمت برخی از این ردپاها را حدود ۲۱ تا ۲۳ هزار سال برآورد کردهاند. اگر این تاریخگذاری پذیرفته شود، حضور انسان در این بخش از قاره آمریکا بسیار قدیمیتر از دیدگاه سنتی ورود انسان به آمریکای شمالی، یعنی حدود ۱۳ هزار سال پیش، خواهد بود. البته قدمت دقیق ردپاها همچنان موضوع بحث علمی است. دلیل اصلی این اختلاف آن است که تاریخ پیشنهادی وایت سندز با بسیاری از محوطههای شناختهشده دیگر در قاره آمریکا فاصله زیادی دارد. بااینحال، شواهد مستقل بیشتری در حال شکلگیری است که از قدمتی در حدود ۲۳ هزار سال پشتیبانی میکنند. ردپاها همچنین نشان میدهند که انسانها در دورههای مختلف به این ناحیه رفتوآمد داشتهاند. در میان یافتهها، ردپای یک مراقب و کودک خردسال مربوط به حدود ۱۰ هزار سال پیش نیز دیده میشود. ردپاهای انسان در کنار آثار جانوران بزرگ عصر یخبندان، از جمله ماموتها و تنبلهای زمینی غولپیکر، تصویری کمنظیر از محیطی ارائه میکند که انسان و جانوران بزرگ منقرضشده در آن همزمان حضور داشتند. حتی نشانههایی از کشیدن اشیاء روی زمین نیز در این محوطه پیدا شده است. این آثار ممکن است مربوط به نوعی وسیله حملونقل ابتدایی به نام تراووا (travois) باشد؛ سازهای چوبی که از دو تیر تشکیل میشد و با اتصال آنها میتوانست برای جابهجایی بار استفاده شود. ## چگونه میتوان اقلیم ۲۳ هزار سال پیش را بازسازی کرد؟ یکی از جذابترین بخشهای این پژوهش، روش مطالعه محیط گذشته است. انسانهای باستانی معمولاً گزارش مکتوبی از آبوهوا باقی نگذاشتهاند، اما طبیعت میتواند تاریخ اقلیم را در لایههای رسوبی خود ثبت کند. پژوهشگران در این مطالعه بهویژه به **گردههای گیاهی باستانی (ancient pollen)** توجه کردند. گیاهان در هنگام تولیدمثل، دانههای گرده آزاد میکنند. این ذرات بسیار کوچک میتوانند در رسوبات دفن شوند و در شرایط مناسب هزاران سال حفظ شوند. اگر دانشمندان بتوانند آنها را استخراج و شناسایی کنند، در واقع با فهرستی از گیاهانی روبهرو میشوند که در زمان تشکیل آن لایه رسوبی در منطقه رشد میکردهاند. این روش شبیه بررسی فهرست گونههای موجود در یک کتابخانه بسیار قدیمی است. هر لایه رسوبی مانند صفحهای از این کتاب است و گردههای موجود در آن سرنخهایی درباره پوشش گیاهی همان دوره ارائه میدهند. فراوانی بیشتر گرده یک گروه گیاهی میتواند نشان دهد که آن نوع پوشش گیاهی در محیط اهمیت بیشتری داشته است. اما گرده تنها سرنخ موجود نیست. نمونههای سنگی و رسوبی وایت سندز حاوی **مومهای برگ گیاهان (leaf waxes)** و **لیپیدهای غشایی باکتریها (bacterial membrane lipids)** نیز بودند. این ترکیبات آلی میتوانند اطلاعاتی درباره شرایط محیطی گذشته، از جمله تغییرات دما و وضعیت آب، در اختیار پژوهشگران قرار دهند. ## یک تغییر اقلیمی در مقیاس زندگی انسان بازسازی انجامشده نشان میدهد که حدود ۲۴ هزار و ۲۰۰ سال پیش، وایت سندز دارای دریاچهای بزرگ بوده و کوههای اطراف پوشیده از درختان مخروطی بودهاند. سپس طی حدود دو هزار سال، دما افزایش یافت و اندازه دریاچه کاهش پیدا کرد. همزمان، پوشش گیاهی منطقه نیز تغییر کرد و بلوط و بوتههای مریمگلی جای بخش قابلتوجهی از جنگلهای مخروطی را گرفتند. از دیدگاه زمینشناسی، دو هزار سال مدت کوتاهی است. اما از دیدگاه یک انسان، چنین تغییری میتواند در طول چندین نسل یا حتی در مقیاس قابل مشاهده زندگی انسان رخ دهد. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند انسانهایی که در آن زمان در وایت سندز حضور داشتند، احتمالاً تغییرات محیطی محسوسی را تجربه میکردند. برای درک این موضوع میتوان محیط را مانند یک شهر تصور کرد که طی چند دهه، دریاچههای آن کوچک شوند، فضای سبز آن تغییر کند و منابع غذایی موجود در اطرافش دگرگون شوند. ساکنان شهر مجبور نیستند حتماً شهر را ترک کنند؛ ممکن است با تغییر محل فعالیت، نوع غذای مصرفی یا زمان حضور خود، از شرایط جدید استفاده کنند. احتمالاً انسانهای وایت سندز نیز تا حدی از فرصتهای ایجادشده توسط تغییر محیط بهره میبردند. ## چرا کوچکشدن دریاچه میتوانست یک فرصت باشد؟ پژوهشگران احتمال دادهاند که تغییرات اقلیمی الزاماً برای انسانها به معنای بدترشدن شرایط نبوده است. کوچکشدن یک دریاچه میتوانست برخی منابع غذایی را در بخشهای مشخصی متمرکز کند. جانوران ممکن بود برای دسترسی به آب در مناطق محدودتری تجمع کنند و گیاهان خوراکی نیز در نقاط خاصی فراوانتر شوند. بااینحال، باید میان «حضور انسان» و «شناخت دقیق رفتار انسان» تفاوت گذاشت. ردپاها بهخوبی نشان میدهند که انسانها در آن محیط حضور داشتهاند، اما بهتنهایی نمیگویند آنها دقیقاً چه میخوردهاند، چگونه شکار میکردهاند یا چرا در یک زمان مشخص به آنجا آمدهاند. یکی از محدودیتهای مهم ردپاها همین است. هر ردپا مانند یک عکس لحظهای است، نه یک فیلم کامل. جای پای فردی در گل و رسوب میتواند حضور او را ثبت کند، اما بخش بسیار بزرگی از زندگی روزمره، تصمیمهای اجتماعی و سازگاریهای رفتاری او برای همیشه ثبت نشده است. ## اهمیت یافتهها برای تاریخ سکونت قاره آمریکا اهمیت وایت سندز از مرزهای یک محوطه باستانشناختی فراتر میرود. اگر قدمت ردپاهای حدود ۲۳ هزار ساله تأیید شود، این یافتهها به این معناست که انسانها هزاران سال پیش از تاریخ پذیرفتهشده سنتی در بخشهایی از آمریکای شمالی حضور داشتهاند. این مسئله با فرضیههای مربوط به مسیر و زمان مهاجرت انسانها از آسیا به قاره آمریکا ارتباط مستقیم دارد. بر اساس این دیدگاه، گروههایی از انسانها احتمالاً در دورهای بسیار قدیمیتر از آنچه زمانی تصور میشد، از مناطق پیرامون تنگه برینگ (Bering Strait) عبور کرده یا در سرزمینهای نزدیک به آن سکونت داشتهاند و سپس به سمت جنوب گسترش یافتهاند. در عین حال، یک مطالعه منفرد نمیتواند همه جزئیات تاریخ مهاجرت انسان به آمریکا را حل کند. تاریخگذاری محوطهها، مقایسه شواهد باستانشناختی در مناطق مختلف و بررسی مستقل روشهای سنسنجی همچنان ضروری است. ## نگاهی به آینده پژوهش ارزش اصلی این پژوهش در کنار هم قرار دادن چند نوع مدرک است: ردپای انسان، گردههای گیاهی، ترکیبات آلی و شواهد زمینشناختی. هر کدام بخشی از گذشته را آشکار میکنند و ترکیب آنها امکان بازسازی دقیقتری از محیط و زندگی انسانهای نخستین را فراهم میسازد. وایت سندز در واقع آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه رابطه انسان و تغییرات اقلیمی در گذشته است. این محوطه نشان میدهد که انسانهای باستانی نیز در محیطهایی با شرایط متغیر زندگی میکردند و احتمالاً از فرصتها و محدودیتهای ناشی از تغییرات محیطی تأثیر میپذیرفتند. مطالعه گذشته به این معنا نیست که تاریخ دقیقاً آینده را پیشبینی میکند؛ اما نشان میدهد جوامع انسانی بارها با تغییرات محیطی روبهرو شدهاند. هرچه رکوردهای طبیعی و باستانشناختی دقیقتری از این دورهها به دست آید، دانشمندان بهتر میتوانند بفهمند که انسانها در برابر تغییرات سریع محیطی چه گزینههایی داشتهاند و چگونه توانستهاند در چشماندازهای دگرگونشونده به زندگی ادامه دهند.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/americas/ancient-indigenous-people-in-new-mexico-lived-through-extreme-climate-change-23-000-years-ago-study-suggestsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

