آسیب مرگبار ناشی از نیزه چوبی در یک نئاندرتال
تحریریه آموزش24

خلاصه
بررسی بقایای یک نئاندرتال ۷۵ هزار ساله در غار شانیدر عراق نشان میدهد که سوراخی در استخوان کتف احتمالاً بر اثر جراحت نفوذی نزدیک زمان مرگ ایجاد شده است. ویژگیهای آسیب با اثر یک نیزه چوبی سازگار است، هرچند مشخص نیست این جراحت در یک درگیری عمدی یا هنگام شکار و بهطور تصادفی رخ داده باشد.
شواهدی تازه از خشونت در زندگی نئاندرتالها بقایای نئاندرتالها فقط اطلاعاتی درباره شکل بدن و شیوه زندگی این انسانهای منقرضشده در اختیار ما نمیگذارد؛ استخوانها گاهی مانند یک پرونده پزشکی باستانی، داستانی از بیماری، آسیب، مراقبت و حتی لحظات پایانی زندگی را ثبت میکنند. بررسی تازه بقایای فردی موسوم به «شانیدر A» (Shanidar A) در غار شانیدر عراق، نمونهای قابل توجه از این نوع شواهد است. این نئاندرتال حدود ۷۵ هزار سال پیش، در حدود ۴۵ سالگی، جان باخته است. پژوهشگران در استخوان کتف چپ او سوراخی تقریباً گرد با قطر ۱٫۵ سانتیمتر پیدا کردهاند. بررسی شکل و وضعیت این آسیب نشان میدهد که احتمالاً در نزدیکی زمان مرگ ایجاد شده و منشأ آن نوعی **آسیب نفوذی** (penetrating trauma) بوده است؛ یعنی جسمی با سرعت یا نیروی کافی وارد بدن شده و استخوان را سوراخ کرده است. پژوهشگران در مقالهای که در مجله *Scientific Reports* منتشر شده، احتمال دادهاند این آسیب حاصل برخورد یک **نیزه چوبی** (wooden spear) باشد؛ سلاحی که نئاندرتالها احتمالاً برای شکار و در برخی شرایط برای پرتاب یا وارد کردن ضربه مستقیم به کار میبردند. ## سوراخ استخوان چگونه به داستان مرگ تبدیل میشود؟ استخوان پس از مرگ نیز ممکن است دچار آسیب شود. جانوران میتوانند آن را بجوند، حشرات ممکن است در آن سوراخ ایجاد کنند و فرایندهای فیزیکی و شیمیایی خاک نیز میتوانند ساختار استخوان را تغییر دهند. بنابراین نخستین پرسش باستانشناسان این است که آیا سوراخ موجود در کتف پیش از مرگ ایجاد شده، هنگام مرگ به وجود آمده یا مدتها پس از مرگ ایجاد شده است. در مورد شانیدر A، پژوهشگران شواهدی را که میتوانست آسیب را به فعالیت جانوران یا عوامل پس از مرگ نسبت دهد، بررسی و رد کردند. ویژگیهای سوراخ با یک آسیب نفوذی نزدیک به زمان مرگ سازگارتر بود. در اصطلاح باستانشناسی، چنین آسیبی را **آسیب پیرامونمرگ** (perimortem trauma) مینامند. موقعیت آسیب نیز اهمیت زیادی دارد. اگر مسیر جسم نفوذکننده از جلوی قفسه سینه به سمت کتف بوده باشد، جسم ابتدا وارد بخش جلویی بدن شده و سپس به استخوان کتف رسیده است. به همین دلیل، پژوهشگران احتمال دادهاند که ضربه میتوانسته در ناحیهای بسیار نزدیک به قلب وارد شده باشد. با این حال، از روی یک استخوان منفرد نمیتوان با قطعیت بازسازی کرد که دقیقاً چه اتفاقی رخ داده است. به بیان ساده، استخوان مانند بخشی از یک پازل است. شکل سوراخ، موقعیت آن، شکستگیهای اطراف و میزان تغییرات استخوان پس از آسیب هرکدام یک قطعه از پازل را تشکیل میدهند. وقتی این قطعات کنار هم قرار میگیرند، میتوان درباره عامل احتمالی آسیب استدلال کرد، اما معمولاً نمیتوان یک روایت کاملاً قطعی از حادثه ساخت. ## چرا احتمال نیزه چوبی مطرح شده است؟ نئاندرتالها به احتمال زیاد از فناوریهای متنوعی برای ساخت ابزار و سلاح استفاده میکردند. چوب یکی از مهمترین مواد طبیعی برای ساخت نیزه بود، اما برخلاف سنگ، چوب معمولاً در محوطههای باستانی بهخوبی حفظ نمیشود. همین مسئله باعث شده است که شناخت ما از سلاحهای چوبی نئاندرتالها تا حدی بر شواهد غیرمستقیم استوار باشد. پژوهشگران برای تفسیر آسیب شانیدر A، شکل آن را با نتایج آزمایشهای مربوط به صدمات ایجادشده توسط سلاحهای مختلف مقایسه کردند. الگوی آسیب با ویژگیهایی که در آزمایشها برای نیزههای چوبی مشاهده شده، سازگاری بیشتری داشت تا با سلاحهای سنگی نوکتیز. این موضوع از نظر باستانشناسی اهمیت زیادی دارد. اگر ابزار چوبی در خاک باقی نماند، خودِ آسیب واردشده به استخوان میتواند بهعنوان یک «اثر انگشت» غیرمستقیم از فناوری مورد استفاده عمل کند. برای مثال، همانطور که پزشک میتواند از شکل یک زخم درباره نوع تقریبی جسم آسیبزننده استنباط کند، باستانشناس نیز میتواند از هندسه یک آسیب استخوانی درباره ابزار احتمالی استفادهشده اطلاعات به دست آورد. با این حال، این نتیجه به معنای اثبات قطعی وجود نیزه در صحنه مرگ نیست. پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که نمیتوان مشخص کرد این حادثه یک حمله عمدی بوده یا در جریان شکار رخ داده است. حتی احتمال داده شده که شاخ بز وحشی، یکی از جانورانی که در منطقه شانیدر بهشدت شکار میشده، در ایجاد آسیب نقش داشته باشد. بنابراین «نیزه چوبی» بهترین توضیح پیشنهادی است، نه یک واقعیت اثباتشده فراتر از هر تردید. ## نئاندرتالی که پیش از مرگ از دیگران کمک گرفته بود بخش مهم دیگری از این کشف به دندانهای شانیدر A مربوط است. شش دندان باقیمانده این فرد بهشدت ساییده شده بودند و یکی از دندانهای جلویی نیز در طول زندگی شکسته بود. وجود مقدار زیادی جرم دندانی و ادامه استفاده از دندان شکسته نشان میدهد که فرد پس از این آسیب مدت قابل توجهی زنده مانده است. پژوهشگران احتمال دادهاند که این فرد در اثر یک آسیب شدید به صورت، دچار شکستگی دندان و احتمالاً آسیبهای دیگری در فک شده باشد. چنین وضعیتی میتوانسته غذا خوردن و برقراری ارتباط را دشوار و دردناک کند. با این وجود، او حداقل برای مدتی پس از این آسیب به زندگی ادامه داده است. این مسئله پرسش مهمی درباره رفتار اجتماعی نئاندرتالها ایجاد میکند: اگر فردی با چنین آسیب شدیدی نمیتوانسته بهراحتی غذا بخورد یا زندگی روزمره خود را اداره کند، چگونه توانسته برای مدت طولانی زنده بماند؟ یکی از توضیحهای محتمل، دریافت **مراقبت و حمایت اجتماعی** از دیگر اعضای گروه است. این شواهد بهتنهایی اثبات نمیکنند که نئاندرتالها دقیقاً چه نوع مراقبتی ارائه میکردند، اما نشان میدهند که زندگی آنها را نمیتوان صرفاً با تصویر انسانهایی منزوی و خشن توضیح داد. بقای فردی آسیبدیده میتواند نشانهای از وجود پیوندهای اجتماعی و همکاری در گروه باشد. ## غار شانیدر؛ آزمایشگاهی برای شناخت نئاندرتالها غار شانیدر در کردستان عراق یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی برای مطالعه نئاندرتالهاست. بقایای چندین نئاندرتال در این مکان پیدا شده و شواهد موجود نشان میدهد که این گروهها در دورههای مختلف دوباره به غار بازمیگشتند و مردگان خود را در آنجا قرار میدادند. پیشتر ادعاهایی درباره «دفن گلها» در شانیدر مطرح شده بود که بعدها اعتبار آنها بهطور جدی مورد بحث قرار گرفت. با این حال، حتی بدون این ادعا، تکرار دفن نئاندرتالها در این مکان نشان میدهد که غار برای آنها اهمیت خاصی داشته است. شانیدر A همچنین نخستین نئاندرتال زخمی در این محوطه نیست. پژوهشگران در سال ۲۰۰۹ بقایای شانیدر ۳ (Shanidar 3) را بررسی کردند و بر روی یکی از دندههای او آسیب عمیقی یافتند که احتمال داده شد بر اثر برخورد یک نیزه سنگی ایجاد شده باشد. این فرد حدود ۵۰ هزار سال پیش مرده بود. وجود دو نئاندرتال با جراحتهای بالقوه مرگبار در یک محوطه، با فاصلهای حدود ۲۵ هزار سال، جالب است؛ اما برای نتیجهگیری درباره الگوی منظم خشونت کافی نیست. ممکن است این شباهت صرفاً تصادفی باشد، بهویژه اینکه نئاندرتالها بارها در این منطقه حضور داشتهاند و شکار نیز بخشی از زندگی آنها بوده است. ## این کشف درباره نئاندرتالها چه میگوید؟ تصویر امروزی از نئاندرتالها بسیار پیچیدهتر از تصور قدیمی «انسانهای ابتدایی و خشن» است. آنها ابزار میساختند، شکار میکردند، از منابع محیطی استفاده میکردند و احتمالاً روابط اجتماعی پیچیدهای داشتند. در کنار این رفتارها، زندگی آنها با خطرات واقعی مانند شکار جانوران بزرگ، درگیریهای احتمالی و حوادث نیز همراه بود. آسیب شانیدر A نشان میدهد که میتوان از یک سوراخ کوچک در استخوان، اطلاعاتی درباره فناوری، رفتار شکار، خشونت و حتی شرایط اجتماعی یک انسان در دهها هزار سال پیش به دست آورد. مهمتر آنکه این شواهد نشان میدهند مرز میان «سلاح»، «ابزار شکار» و «عامل حادثه» همیشه روشن نیست. یک نیزه میتوانسته در یک موقعیت ابزار شکار و در موقعیتی دیگر وسیلهای برای درگیری باشد. در نهایت، ارزش این پژوهش تنها در یافتن علت احتمالی مرگ یک نئاندرتال نیست. این مطالعه نمونهای از روش **باستانشناسی زیستی** (bioarchaeology) است؛ روشی که در آن استخوانها بهعنوان اسناد مادی زندگی انسانهای گذشته بررسی میشوند. هر شکستگی، ساییدگی یا سوراخ میتواند بخشی از تاریخ زندگی فرد را حفظ کرده باشد. شانیدر A یادآوری میکند که برای شناخت انسانهای گذشته، گاهی یک استخوان آسیبدیده به اندازه یک مجموعه کامل از ابزارهای باستانی اطلاعات در اختیار ما قرار میدهد.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/neanderthals/mysterious-hole-in-neanderthal-shoulder-blade-may-have-been-a-kill-shot-from-a-wooden-spear-according-to-archaeologistsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

