کهنترین سکونتگاه نیمکره غربی در آلاسکا

خلاصه
باستانشناسان در محوطه شِگ زِلدالتی در آلاسکا، بقایای سکونتگاهی ۱۳۸۰۰ ساله را کشف کردهاند که شامل اجاق، گودال، جای ستون، ابزارهای سنگی، سوزنهای استخوانی و بقایای جانوری است. این یافتهها نشان میدهد نخستین جوامع ساکن آمریکای شمالی تنها گروههایی گذرا نبودهاند، بلکه دانش گستردهای از محیط و ارتباطات فرهنگی دوربرد داشتهاند.
کشفی در مرزهای نخستین سکونت
باستانشناسان در محوطهای به نام شِگ زِلدالتی (Shégˊ Xdaltthˊíˊ) در مرکز آلاسکا، شواهدی از یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناختهشده در نیمکره غربی را به دست آوردهاند. این محوطه حدود ۱۳۸۰۰ سال قدمت دارد و در حدود ۵۵ کیلومتری جنوبشرقی فربنکس قرار گرفته است. نام محوطه در زبان بومی آتاباسکایی آلاسکا به معنای «آنها آنجا بودند» است؛ نامی که به حضور دیرینه انسان در این منطقه اشاره میکند.
در این کاوش، هزاران قطعه ابزار، استخوان جانوران و بقایای فعالیتهای انسانی کشف شد. اهمیت اصلی یافتهها فقط در سن آنها نیست، بلکه در نوع شواهدی است که از زندگی روزمره انسانهای اولیه ارائه میکنند. اینجا ظاهراً یک اردوگاه موقت برای توقفی کوتاه نبوده، بلکه پایگاهی بوده است که گروهی انسانی در طول زمان بارها به آن بازمیگشتهاند و احتمالاً مدتی در آن سکونت میکردهاند.
برینگیا؛ پل خشکی میان دو قاره
در واپسین دوره یخبندان، سطح آب اقیانوسها پایینتر از امروز بود. در نتیجه، منطقهای پهناور میان سیبری و آلاسکا از آب بیرون آمد که به آن برینگیا (Beringia) گفته میشود. این ناحیه یک پل خشکی طبیعی میان شمالشرقی آسیا و شمالغربی آمریکای شمالی بود.
بر اساس پژوهشهای ژنتیکی و باستانشناختی جدید، نیاکان بومیان امروزی آمریکا احتمالاً حدود ۲۱۰۰۰ سال پیش وارد این منطقه شدند یا برای مدتی در آن زندگی کردند. با این حال، شناخت ما از نخستین ساکنان برینگیا همچنان ناقص است. بسیاری از اردوگاههای باستانی کوچک، فصلی و پراکنده بودهاند و بقایای آنها در محیط سرد و پهناور آلاسکا به آسانی پیدا نمیشود.
محوطه شِگ زِلدالتی از این جهت اهمیت دارد که مجموعهای غنی و منظم از آثار را در خود حفظ کرده است؛ مجموعهای که به پژوهشگران اجازه میدهد به جای بررسی یک ابزار منفرد، شیوه زندگی یک جامعه را بازسازی کنند.
نشانههای یک خانه ابتدایی
در قدیمیترین لایه محوطه، باستانشناسان یک اجاق، گودالی کوچک و لکهای از خاک پیدا کردند که احتمالاً محل قرار گرفتن یک تیرک چوبی بوده است. چوب در طول هزاران سال معمولاً از بین میرود، اما جای آن در خاک باقی میماند. کنار هم قرار گرفتن این شواهد میتواند نشاندهنده بقایای یک سرپناه ساده، مانند سایهبان یا خانهای چادری، باشد.
این سازه احتمالاً با تیرکهای چوبی، پوست جانوران و مواد گیاهی ساخته میشده است. اگر این تفسیر درست باشد، شِگ زِلدالتی قدیمیترین نمونه احتمالی از یک سازه مسکونی در آمریکای شمالی به شمار میرود. چنین سرپناهی برای مردمی که در اقلیم سرد و متغیر آلاسکا زندگی میکردند، فقط مکانی برای خواب نبود؛ بلکه محل نگهداری ابزار، آمادهسازی غذا، دوخت لباس و سازماندهی فعالیتهای گروهی محسوب میشد.
در نزدیکی این سازه، یک تنور یا اجاق زمینی (Earth Oven) نیز پیدا شد. این گودال پر از زغال و استخوان جانوران بود و احتمالاً برای پخت آهسته گوشت به کار میرفت. پخت آهسته درون گودال پوشیده از خاک، روشی مناسب برای آماده کردن مقدار زیادی غذا برای یک خانواده بزرگ یا گروهی از شکارچیان است. این موضوع نشان میدهد فعالیتهای غذایی در محوطه، مقیاسی فراتر از مصرف فوری یک فرد داشته است.
ابزارهایی که مسیرهای ارتباطی را نشان میدهند
یکی از شگفتانگیزترین یافتهها، ابزارهای سنگی الماسیشکل با دسته یا محل اتصال (Diamond-shaped Hafted Bifaces) بود. این ابزارها از سنگهای آتشفشانی ریولیت (Rhyolite) و بازالت (Basalt) ساخته شدهاند و از نظر شکل به ابزارهایی شباهت دارند که در بخشهای غربی برینگیا، در محدوده سیبری امروزی، یافت شدهاند.
شباهت ابزارها لزوماً به معنای مهاجرت مستقیم یک گروه مشخص نیست، اما نشان میدهد میان جوامع دور از هم، ارتباط فرهنگی وجود داشته است. انسانها ممکن است خودشان جابهجا شده باشند، ابزار ساختهشده را با خود برده باشند یا روش ساخت آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده باشند. این وضعیت مانند آن است که یک الگوی ساخت ابزار در فاصلهای بسیار دور تکرار شود؛ چنین تکراری میتواند حاصل رفتوآمد، خویشاوندی، مبادله یا انتقال دانش باشد.
قطعات ابسیدین (Obsidian) نیز در محوطه پیدا شدهاند. ابسیدین نوعی شیشه آتشفشانی است که هنگام شکستن، لبههای بسیار تیزی ایجاد میکند و برای ساخت تیغه مناسب است. بررسی زمینشناختی نشان میدهد این سنگ از منبعی در صدها کیلومتری شمالغربی آورده شده است. بنابراین ساکنان محوطه یا خودشان مسیرهای طولانی را میپیمودند، یا از شبکهای از ارتباط و مبادله میان گروههای انسانی بهره میگرفتند.
سوزنها و زیورآلات؛ فناوری فراتر از شکار
هشت قطعه سوزن استخوانی در این محوطه کشف شد. برخی از آنها بخشی از سوراخ چشم سوزن را حفظ کردهاند؛ همان سوراخی که برای عبور دادن نخ یا رشتههای پوستی استفاده میشود. این سوزنها قدیمیترین سوزنهای شناختهشده در نیمکره غربی محسوب میشوند.
وجود سوزن نشان میدهد ساکنان آلاسکا توانایی ساخت لباسهای دوختهشده از پوست جانوران را داشتهاند. در محیطی بسیار سرد، لباس مناسب برای بقا ضروری است و دوخت دقیق میتواند عایق حرارتی بهتری از پوششهای ساده و گرهخورده ایجاد کند. به بیان دیگر، سوزن فقط یک ابزار کوچک نیست؛ بلکه نشانهای از دانش مهندسی مواد، مهارت دستی و سازگاری با محیط است.
یک آویز ساختهشده از شاخ جانوران نیز در محوطه به دست آمد. این قطعه در یک سر سوراخی برای آویختن و در سر دیگر نوکی تراشیدهشده دارد. نمونههای مشابهی از زیورآلات شخصی در مناطق جنوبیتر آمریکای شمالی پیدا شده است. این شباهت، همراه با وجود سوزنها، از ارتباط فرهنگی میان جوامع برینگیا و مردمانی که در جنوب صفحات یخی کانادا زندگی میکردند، پشتیبانی میکند.
آیا نخستین سگهای آمریکا در اینجا بودند؟
استخوانهای بیش از دوازده جانور گرگمانند نیز از محوطه به دست آمده است. بررسی فک یکی از آنها نشان داد که این جانور نه گرگ وحشتزا (Dire Wolf) بوده و نه به جمعیت شناختهشده گرگ خاکستری یا گرگهای برینگیا تعلق داشته است. این نمونه به جمعیتی منحصربهفرد از جانوران گرگمانند در مرکز آلاسکا مربوط میشود.
پژوهشهای ژنتیکی نشان میدهند سگهای اولیه آمریکای شمالی از گرگهای سیبریایی سرچشمه گرفتهاند. زمان و مکان محوطه شِگ زِلدالتی با این مسیر تاریخی سازگار است و احتمال میدهد برخی از این جانوران با انسانها رابطهای نزدیک داشتهاند. با این حال، پژوهشگران هنوز نمیتوانند با قطعیت بگویند استخوانهای کشفشده متعلق به سگهای اهلی بودهاند.
اهلیسازی (Domestication) فرایندی تدریجی است، نه رویدادی ناگهانی. ممکن است گرگها ابتدا برای خوردن بقایای غذا به نزدیکی اردوگاهها آمده باشند. سپس انسانها و جانورانی که رفتار آرامتری داشتند، در طول نسلهای بسیار به یکدیگر وابسته شده باشند. برای اثبات اهلیبودن یک جانور، به شواهدی مانند شکل استخوانها، الگوی تغذیه، نشانههای مراقبت انسانی و دادههای ژنتیکی نیاز است. بنابراین یافته شِگ زِلدالتی بیشتر یک سرنخ مهم است تا پاسخ نهایی.
اهمیت این کشف برای آینده پژوهش
این محوطه نشان میدهد نخستین انسانهای آمریکای شمالی شکارچیانی ساده و جدا از جهان پیرامون خود نبودند. آنها سرپناه میساختند، غذا را برای گروههای بزرگ آماده میکردند، لباسهای دوختهشده میپوشیدند، از زیورآلات استفاده میکردند و با جوامع دوردست ارتباط داشتند.
باستانشناسان برای درک بهتر این دوره باید محوطههای بیشتری را در برینگیا بررسی کنند. آلاسکا منطقهای وسیع و دورافتاده است و تنها بخش کوچکی از آن بهطور گسترده کاوش شده است. مطالعه خاک، بقایای گیاهی، دیانای باستانی (Ancient DNA)، منشأ سنگها و آثار فرسایش ابزارها میتواند مشخص کند مردم چگونه حرکت میکردند، چه میخوردند و با چه گروههایی در ارتباط بودند.
شِگ زِلدالتی در نهایت یک تصویر مهم از آغاز حضور انسان در آمریکا ارائه میکند: مهاجرت به سرزمین جدید تنها به معنای عبور از یک مرز جغرافیایی نبود، بلکه فرایندی طولانی از سازگاری، ساختن خانه، ایجاد ارتباط و شکلگیری فرهنگ در محیطی ناشناخته بود.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/americas/archaeologists-discover-the-oldest-dwelling-in-the-western-hemisphere-at-a-13-800-year-old-site-in-alaskaLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

