بازسازی چهره مرد سربریده دوره رومی در اسکاتلند

خلاصه
باستانشناسان و متخصصان انسانشناسی جنایی با تکیه بر شکل جمجمه، چهره مردی را بازسازی کردند که حدود سالهای ۱۴۲ تا ۱۶۵ میلادی در نزدیکی قلعه رومی اینورسک در اسکاتلند دفن شده و پس از مرگ سرش از تن جدا شده بود. تحلیل ایزوتوپی نشان میدهد او در جنوب بریتانیا رشد کرده و با وجود آسیبدیدگی شدید آرنج راست، احتمالاً در مشاغل پشتیبانی ارتش روم خدمت میکرده است.
خاکی که استخوانها را نمینگهدارد
در باستانشناسی، یافتن اسکلت انسانی در اسکاتلند رویدادی کمشمار است. خاک این سرزمین غالباً اسیدی و مرطوب است و مواد آلی و کانیهای استخوان را در طول سدهها در خود حل میکند. از این رو، کشف یک اسکلت تقریباً کامل از دوره رومی، بهخودیخود رخدادی مهم است. اما این اسکلت ویژگی دیگری نیز دارد: جمجمه از تن جدا شده است. مردی که استخوانهایش نزدیک قلعه رومی اینورسک، در ساحل شرقی اسکاتلند و جنوبشرقی ادینبرو کنونی پیدا شد، حدود پنجاه سال داشت و مرگش را میتوان با اطمینان نسبی به فاصله سالهای ۱۴۲ تا ۱۶۵ میلادی نسبت داد. اکنون گروهی از پژوهشگران موزههای ملی اسکاتلند با همکاری کریستوفر رین، انسانشناس جنایی بریتانیایی، چهره او را بهصورت مجازی بازسازی کردهاند.
بازسازی چهره چگونه انجام میشود
بازسازی چهره از جمجمه، روشی میانرشتهای است که در آن دانش آناتومی، تصویربرداری پزشکی و مجسمهسازی به هم میرسند. نخست از جمجمه با پرتونگاری رایانهای (CT scan) تصویری سهبعدی و دقیق تهیه میشود؛ کاری شبیه برشزدن یک قرص نان به لایههای بسیار نازک و سپس چیدن دوباره آن لایهها روی هم. سپس پژوهشگر بر پایه میانگین ضخامت بافت نرم در نقاط مرجع مشخص — مثلاً روی پیشانی، گونهها، نوک بینی و چانه — این بافت را بهصورت دیجیتال روی استخوان میافزاید. ضخامت این لایهها ثابت نیست و به سن، جنسیت، تبار و وضعیت تغذیه فرد بستگی دارد؛ به همین دلیل پژوهشگران از دادههای آماری جمعیتهای مرتبط استفاده میکنند.
مرحله بعد، بازسازی عضلات و غضروف است. شکل و اندازه عضلاتِ جویدن، موقعیت گوشها و پهنای دهان تا حد زیادی تابع ساختار استخوانی زیرین است. در پایان، بافت پوست و جزئیاتی مانند مو و ریش بر اساس شواهد باستانشناختی و هنجارهای فرهنگی آن دوره افزوده میشود. در این بازسازی، مرد بیریش نشان داده شده است، زیرا در آن دوره و در آن منطقه ریشنداشتن رایجتر بوده است.
باید تأکید کرد که چنین تصویری «عکس» نیست. حاصل کار، یک احتمال آماری بالا و نه یک شناسایی قطعی است؛ چیزی شبیه به ترسیم چهره یک فرد از روی نشانههای باقیمانده در یک قالب. با این حال، همین تصویر میتواند انگیزهای قوی برای همدلی تاریخی ایجاد کند: مردی که تا دیروز فقط شمارهٔ یک قبر بود، اکنون چهرهای دارد.
زادگاه مرد: اثر انگشت شیمیایی استخوان
پرسش مهم دیگر این بود که این مرد از کجا آمده است. پاسخ را پژوهشگران از شیمی استخوانها گرفتند. در طول زندگی، عناصر شیمیایی موجود در غذا و آب آشامیدنی در بافتهای بدن، از جمله استخوان و مینای دندان، انبار میشوند. نسبت ایزوتوپها (isotopes) — یعنی گونههای مختلف یک عنصر با جرم اتمی متفاوت — در نقاط مختلف زمین متفاوت است، زیرا به زمینشناسی بستر، آبوهوا و زنجیره غذایی هر منطقه وابسته است.
کافی است تصور کنیم هر منطقه جغرافیایی یک «اثر انگشت شیمیایی» دارد که از راه آشامیدن و خوردن به بدن ما منتقل میشود. تحلیل ایزوتوپی بقایای این مرد نشان میدهد که او دوران رشد خود را در جنوب بریتانیا گذرانده است. البته پژوهشگران احتمال جایگزین را نیز رد نمیکنند: ممکن است او از منطقهای با پروفایل ایزوتوپی مشابه، مثلاً سواحل هلند کنونی، به این ناحیه آورده شده باشد. نکته مهم این است که این مرد، به احتمال زیاد، بومیِ اسکاتلند نبوده است.
چرا یک مرد جنوبی در مرز شمالی امپراتوری بود
پاسخ را باید در تاریخ لشکرکشیهای روم جستوجو کرد. رومیان در سال ۴۳ میلادی و در دوره امپراتور کلودیوس به بریتانیا حمله کردند. در حدود سال ۸۳ میلادی، پس از پیروزی بر اتحادی از قبایل کالدونی در نبرد مونس گراپیوس، به پیشروی به سوی شمال پرداختند؛ اما تا حدود سال ۱۲۰ میلادی ناچار شدند به خط استحکامات هادریان بازگردند.
سپس تلاش دومی آغاز شد. قلعه اینورسک حدود سال ۱۴۰ میلادی ساخته شد و نقش مرکز فرماندهی و تدارکات را برای قلعههای دیوار آنتونین ایفا میکرد؛ دیواری که در کوتاهترین مسیر میان سواحل غربی و شرقی اسکاتلند — تقریباً خط میان گلاسگو و ادینبرو کنونی — کشیده شد. این تلاش نیز دوام نیاورد و پس از سال ۱۶۲ میلادی رومیان بار دیگر عقب نشستند. بنابراین این مرد در دورهای پرتنش و در حال گذار زندگی میکرده است.
عضوی از ارتش، اما نه سرباز خط مقدم
بررسی اسکلت نشان میدهد که زندگی این مرد پرتحرک بوده است. بینی او در زمانی پیش از مرگ شکسته و التیام یافته بود، و آرنج دست راستش رشد استخوانی گستردهای دارد که میتواند نشانه آرتروز یا پاسخ بدن به آسیب فیزیکی باشد. مهمتر از آن، دامنه حرکت این مفصل چنان محدود بوده که او بهسختی میتوانسته شمشیر به دست بگیرد.
پس چگونه میتوانسته در محیطی نظامی حضور داشته باشد؟ چند توضیح منطقی وجود دارد: ممکن است چپدست بوده و از دست چپ استفاده میکرده است؛ یا وظیفهای اداری و پشتیبانی داشته، مانند منشیگری؛ یا بهعنوان خدمتکار یا پیشهور وابسته به لژیونها به کار گرفته شده باشد. در آن دوره، ترکیب جمعیتی ارتش روم در اسکاتلند بهشدت متنوع بود و شمار بسیار کمی از سربازان از شبهجزیره ایتالیا میآمدند. نیروهای کمکی (auxilia) و حتی افراد غیرشهروند نیز بخش بزرگی از این ماشین نظامی را تشکیل میدادند.
سربریدن پس از مرگ: آیین یا مجازات
در بریتانیای دوره رومی، جدا کردن سر از بدن معمولاً با اعدام criminals مرتبط دانسته میشود. اما نشانههای این گور با الگوی تدفین مجرمان همخوانی ندارد و به گفته پژوهشگران، این مرد با احترام و منزلت دفن شده است. شش گور از دوره رومی در اینورسک یافته شده و چهار تن از آنان نیز به همین شیوه سربریده شدهاند. این تکرار، احتمال اینکه با یک آیین تدفینی کمشناخته روبهرو باشیم را افزایش میدهد؛ آیینی که شاید گروهی از مردمان جنوب بریتانیا آن را به کار میبردند، زیرا نمونههای مشابهی از همان دوره در آن منطقه نیز پیدا شده است.
نکته ظریف اینجاست که این سربریدنها پس از مرگ انجام شدهاند، نه بهعنوان علت مرگ. این تمایز برای انسانشناسان اساسی است: در حالت نخست با رفتار آیینی و باورهای مربوط به جهان پس از مرگ روبهرو هستیم، و در حالت دوم با مجازات کیفری. اینکه چرا چنین آیینی وجود داشته، پرسشی است که هنوز پاسخ قطعی ندارد و نیازمند بررسی نمونههای بیشتر است.
چرا این کشف اهمیت دارد
ارزش این پژوهش تنها در یک چهره بازسازیشده نیست. آنچه در دست داریم، ترکیبی است از چند خط شواهد مستقل که یکدیگر را تقویت میکنند: شیمی استخوان که زادگاه را نشان میدهد، آسیبشناسی اسکلت که تاریخ زندگی جسمانی فرد را روایت میکند، باستانشناسی محوطه که جایگاه اجتماعی و اقتصادی او را روشن میسازد، و بازسازی چهره که او را از یک شمارهٔ پرونده به یک انسان قابل تصور تبدیل میکند.
چنین ترکیبی به ما یادآوری میکند که امپراتوری روم یک دستگاه انتزاعی نبود؛ شبکهای از افراد واقعی بود که در آن مردمانی از سرزمینهای دور، با زبانها و باورهای گوناگون، در دوردستترین مرزها گرد هم میآمدند. آینده این پژوهش به یافتههای بیشتر در اینورسک و محوطههایی مانند بورنزوارک گره خورده است، جایی که شواهد گستردهای از حضور ارتش روم، از جمله گلولههای سنگی سربی، به دست آمده است. هر اسکلت تازه میتواند بخشی از این تصویر بزرگتر را کامل کند.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/archaeology/romans/decapitated-man-buried-near-fort-in-roman-era-scotland-gets-a-new-virtual-faceLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

