تحریک فراصوت مغز و کاهش هذیان در اسکیزوفرنی: نتایج یک کارآزمایی کوچک

خلاصه
یک کارآزمایی کوچک نشان میدهد که تحریک فراصوت متمرکز بر یک مدار عمقی مغز میتواند شدت هذیان را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی یا اختلال اسکیزوافکتیو برای دستکم یک هفته کاهش دهد. این روش غیرتهاجمی با هدفگیری ساختار گلوبوس پالیدوس داخلی، ممکن است از عوارض جانبی سیستمیک داروهای ضدروانپریشی جلوگیری کند. پژوهشگران تأکید دارند که این نتایج اولیه است و باید در کارآزماییهای بزرگتر تأیید شود.
مقدمه
اسکیزوفرنی یک اختلال روانی شدید است که با علائمی مانند هذیان، توهم و اختلال در تفکر مشخص میشود. هذیانها باورهای نادرست و بسیار مقاوم به تغییر هستند؛ برای مثال، فرد ممکن است بدون هیچ مدرکی باور داشته باشد که تحت تعقیب است یا فاجعهای قریبالوقوع در حال رخ دادن است. درمانهای رایج، مانند داروهای ضدروانپریشی، اگرچه مؤثرند، اما با عوارض جانبی سیستمیک مانند افزایش وزن، دیابت و فشار خون بالا همراه هستند. این عوارض میتوانند به عدم پایبندی بیمار به درمان منجر شوند. بنابراین، توسعه روشهای درمانی هدفمند که فقط بر مدارهای مغزی مرتبط با علائم اثر بگذارند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
تحریک فراصوت مغزی: روشی نوین و غیرتهاجمی
تحریک فراصوت تراجمجمهای (Transcranial Ultrasound Stimulation) یک تکنیک غیرتهاجمی است که در آن یک مبدل فراصوت روی سر بیمار قرار میگیرد و امواج فراصوت را از طریق جمجمه به نواحی عمقی مغز میفرستد. این امواج میتوانند فعالیت عصبی را در ناحیه هدف تغییر دهند. برخلاف روشهایی مانند تحریک مغناطیسی تراجمجمهای (TMS) که فقط به لایههای سطحی مغز میرسند، فراصوت قادر است با دقت بالاتری به ساختارهای عمقی نفوذ کند. Shy Shoham، یکی از نویسندگان مطالعه، این فرآیند را با تمرکز نور توسط یک عدسی مقایسه میکند: مبدل فراصوت مانند عدسی، امواج را روی یک ناحیه خاص متمرکز میکند.
هدفگیری مدار عصبی خاص
در این مطالعه، پژوهشگران یک مدار مغزی به نام مدار کورتیکو-استریاتال-پالیدو-تالامیک (Cortico-Striatal-Pallido-Thalamic Circuit) را هدف قرار دادند. این مدار شامل ساختارهایی در زیر قشر مغز است و تصور میشود در بروز علائم اسکیزوفرنی نقش دارد. به طور خاص، آنها ساختار گلوبوس پالیدوس داخلی (Globus Pallidus Internus یا GPI) را در سمت راست مغز تحریک کردند. در مطالعه قبلی، همین تیم نشان داده بود که ارتباط بیشتر بین GPI و شکنج کمربندی قدامی پشتی (Dorsal Anterior Cingulate Gyrus) با علائم روانپریشی شدیدتر در اسکیزوفرنی مرتبط است.
دکتر وی چی، یکی از نویسندگان، توضیح میدهد که فرضیه آنها این است که در اسکیزوفرنی عدم تعادل بین تحریک و مهار در مغز وجود دارد. به عبارت دیگر، مغز نمیتواند محرکهای نامربوط را مهار کند و این امر ممکن است منجر به روانپریشی شود. این ایده از پژوهشهای مربوط به اختلالات حرکتی مانند پارکینسون نشأت میگیرد، جایی که عدم تعادل مشابهی در مدارهای حرکتی دیده میشود.
جزئیات کارآزمایی بالینی
این کارآزمایی کوچک شامل ۱۰ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی یا اختلال اسکیزوافکتیو بود. اختلال اسکیزوافکتیو ترکیبی از علائم اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی مانند شیدایی است. پژوهشگران ابتدا محتوای هذیان هر بیمار را از طریق مصاحبه دقیق ثبت کردند و وضعیت شناختی و توهمات شنوایی آنها را نیز ارزیابی کردند. سپس هر شرکتکننده دو جلسه درمان دریافت کرد: یک جلسه تحریک فراصوت واقعی و یک جلسه دارونما (Placebo)، با فاصله یک هفته. ترتیب جلسات به گونهای بود که نه بیمار و نه ارزیابکننده نمیدانستند کدام جلسه واقعی است.
نتایج نشان داد که یک جلسه ۱۰ دقیقهای تحریک فراصوت با کاهش شدت هذیان در طول یک هفته پس از درمان همراه بود. این کاهش در مقایسه با جلسه دارونما معنیدار بود. با این حال، تغییر قابل توجهی در توهمات شنوایی یا عملکرد شناختی کلی بیماران مشاهده نشد. عوارض جانبی گزارششده خفیف بودند و شامل خستگی و سردرد میشدند. در برخی بیماران، افزایش گذرای هذیان رخ داد که به گفته پژوهشگران، احتمالاً به نوسانات طبیعی علائم مربوط است، زیرا در گروه دارونما نیز به همان اندازه دیده شد.
چرا این یافتهها اهمیت دارند؟
این مطالعه اولین گام در جهت توسعه یک درمان هدفمند برای علائم مقاوم اسکیزوفرنی است. مزیت اصلی تحریک فراصوت، غیرتهاجمی بودن آن است. برخلاف تحریک عمقی مغز (Deep Brain Stimulation) که نیاز به کاشت الکترود در مغز دارد، فراصوت نیازی به جراحی ندارد و میتواند به ساختارهای عمقی دسترسی پیدا کند. همچنین، برخلاف داروهای ضدروانپریشی که کل بدن را تحت تأثیر قرار میدهند، این روش فقط بر مدار مغزی مورد نظر اثر میگذارد و بنابراین عوارض جانبی سیستمیک کمتری دارد.
دکتر دپاک سارپال، روانپزشک دانشگاه پیتسبورگ که در این مطالعه دخیل نبود، میگوید: «تا به امروز، تلاشهای درمانی موفق زیادی برای هدفگیری این ساختارهای عمقی وجود نداشته است.» او خاطرنشان میکند که فراصوت میتواند به نواحی زیر قشری با تهاجم کمتری نسبت به تحریک عمقی مغز دست یابد.
چشمانداز آینده
پژوهشگران امیدوارند که با ادامه تحقیقات، بتوانند الگوهای بهینه تحریک را برای اصلاح فعالیت مدارهای مغزی مرتبط با علائم پیدا کنند. دکتر دونالد گاف، نویسنده ارشد مطالعه، میگوید: «اگر دریابیم که یک مدار یا گره خاص در مدار با علائمی که میخواهیم درمان کنیم ارتباط نزدیکی دارد، آنگاه مسئله یافتن الگوی تحریکی خواهد بود که به ما امکان اصلاح آن را بدهد.» تیم او قصد دارد تکنیک خود را بر روی بیماران بیشتر آزمایش کند و دوزهای مختلف فراصوت را بررسی کند.
البته، این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد: تعداد نمونه کم (۱۰ نفر)، مدت کوتاه پیگیری (یک هفته) و عدم بررسی اثرات طولانیمدت. بنابراین، نتایج باید در کارآزماییهای بزرگتر و با طراحی دقیقتر تأیید شوند. با این حال، این یافتهها نشان میدهد که تحریک فراصوت میتواند به عنوان یک ابزار پژوهشی برای مطالعه مدارهای مغزی و همچنین یک رویکرد درمانی نوین برای اختلالات روانی مورد توجه قرار گیرد.
نتیجهگیری
تحریک فراصوت تراجمجمهای یک روش امیدوارکننده برای درمان علائم اسکیزوفرنی است. این تکنیک با هدفگیری دقیق ساختارهای عمقی مغز، ممکن است روزی به گزینهای کمتهاجمی و با عوارض جانبی کمتر برای بیمارانی تبدیل شود که به درمانهای فعلی پاسخ نمیدهند. با این حال، علم در مراحل اولیه است و برای تأیید اثربخشی و ایمنی این روش، به پژوهشهای بیشتر و کارآزماییهای بالینی بزرگتر نیاز است.
منبع اصلی
https://www.livescience.com/health/neuroscience/ultrasound-waves-that-jiggle-deep-brain-structures-may-relieve-delusions-in-schizophrenia-small-trial-hintsLive Science
این محتوای علمی در آموزش24 قابل دسترس است
پلتفرم آموزش24 با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای علمی و فناوریهای نوین، تجربه آموزشی را ارتقا میبخشد.
مشاهده تعرفهها

